ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥١٩ - ادعيه فرج و عافيت
بر آن قهر پادشاهى عدالت تو[١] و نگاهدار تو جايهاى وعدههاى رحمت خود را و خوانهاى نعمت خود را از آنكه بر هم زند آنها را دست عقوبت تو و رحم نماى كسى را كه نداند پستى منزلت نفس خود را و بزرگى مرتبه ترا و جرأت نموده باشد با وجود سستى خود و پستى خود بر اطاعت نكردن فرمان تو پس آن شخص و اگر چه نافرمانى كرده است ترا به گفتار و كردار پس دست درويشى او و شكستگى او دراز شده است بسوى تو به زبان حال طلب رحم مىكند و طلب مهربانى مىنمايد و طلب بخشيدن گناهانش را مىكند و سؤال مىكند روان نمودن آن را بر نيكوئى[٢] عادتهاى آن اى كسى كه كم نمىكند او را نيكوئى كردن با طلبكنندگان و زياد نمىگرداند او را محروم نمودن سئوالكنندگان ٢١- دعائى ديگر كه به خاطر ابن طاوس رسيده است:
خداوندا بدرستى كه دست زبان حال آن خاكى[٣] كه شريف و عزيز گردانيدهاى تو آن را به سبب روشنى ادراكها و عقلها و متولىشدهاى تو نگاهداشتن او را در پشتهاى پدران و شكمهاى مادران بر تفاوت و اختلاف عقبها[٤] و زمانهاى دراز و كشيده شده[٥] است بسوى كنار آسمان اين بخشش تو و احتياج آن دست وارد است با نازل شدن آن[٦] پناه مىجويد آن دست از وعدههاى عذاب و طلب مىنمايد بر آوردن آنچه را پيشى گرفته است از رحمت و بخشش و وعدههاى تو در آنكه اذن دهى تو در بيرون آوردن[٧] هر چيزى را كه احتياج داشته باشد بنده تو به آن براى نفس خود و براى كسى كه عزيز باشد بر او از خزينههاى احاطه كرده علم تو و در بار كردن اين ما يحتاج را بر شتران رحمت تو و بردبارى تو و در توشه برداشتن آن دست از جمعشدهها و ذخيره كردهشدههاى نگاهداشتى زيادتى احسان تو و از امان دهنده سايه مرحمت تو از آنكه برسد به آن شخصى به مأيوس شدن از آن يا به نااميدى آنچنانى كه نگاهداشته تو آن شخص را از آن نااميدى[٨] و طلب مىكند آن دست آنكه وارد سازى تو آن را بر حوضها و
[١] -يعنى تفضل و احسان خود را نگاهدار از اين كه غالب گردد بر آن عداوت تو پس بر من تفضل نكنى و گناهان مرا نيامرزى! زيرا كه اگر با من عدالت نمائى پس من مستحق عقوبت خواهم بود. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى سؤال مىكند آن دست كه هميشه روان باشد و نيكوئيها و نعمتهاى از جانب ترا فرا گيرد كه به آنها عادت كرده است. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى آن خاكى كه آن را بدن و جسد من ساختهاى و آن را به سبب دادن نفس و عقل به آن مشرّف فرمودهاى. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى طايفههائى كه از عقب يك ديگر موجود مىشوند.
[٥]« ممدودة» متعلق به« إنّ يد لسان» است. يعنى بدرستى كه دست من به سوى كنار آسمان اين بخشش دراز و كشيده شده است. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى نازل شدن آن به دار دنيا، يا آنكه نازل شدن آن به تو. و اللَّه يعلم
[٧] -يعنى در بيرون آوردن ما يحتاج را از خزينههاى احاطه كردن علم تو
[٨] -مخفى نماند تشبيهات و استعارات و كنايههائى كه در اين دعا است و ليكن چون از هيچ يك از حضرات ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين منقول نيست لهذا متوجه شرح و بسط آنها نگرديده اكتفا به ترجمه تحت اللفظ نمودم.