ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٢٠ - ادعيه فرج و عافيت
آب انبار عفو و بخشش خود و بر منزلهاى بردبارى و نعمتهاى خود و آنكه به نامى او را بنده خود كه باشد خلاصى او به بازگشت تو و رستگار گردانى آن را به سبب شتاب كردن در برآوردن حاجت او و آنكه باشد آن دست مهمانها و پناه آورندههاى به تو[١] و گواهى مىطلبد آن دست علم ترا به احتياج آن بسوى مهمانى تو آن را و به ناچار بودن آن بسوى پناه دادن تو آن را كه امان دهنده است از ترس و ملتجى مىشود به سفارشهاى تو به ضيافت كردن مهمانها و پناه مىآورد به قورق تو كه بخشيدهاى تو آن را براى پناه آورنده به تو و ستم رسيدهاى رحمكنندهترين رحمكنندگان.
٢٢- دعائى ديگر كه ابن طاوس گويد كه اين دعا را از كتاب كهنهاى نقل كردم كه به خاطر صاحب آن در بعضى از مصيبتها رسيده بود:
خداوندا بدرستى كه تو احداث كردهاى اين دين پيغمبرى محمّدى را بدون ذخيرهاى كه باشد ترا از مالها و مردان مددكار و قطع نمودهاى تو به سبب اين دين و براى اين دين عقبههاى ترسها را و آرزوها را پس سرانجام يافت كار اين دولتهاى اسلام بدون ذخيرهاى از تهيّهها و نه بسيارى از شماره تا آنكه جارى شد حكم اين دين بر هر كسى كه دشمنى نمود يا آنكه بندگى كرد و به تحقيق كه شناساندى به ما از توانايى خود و نمودى به ما از قدرت خود آنكه پادشاهى تو ثابت است پى و بنياد آن و تمام است نگاهداشتن آن و پاسبانى آن به تنهائى مقصود تو و بدون جهاد كردن كسى از بندگان تو پس بپاى داشتهاى[٢] تو براى كسى كه يارى كردهاى او را از پيغمبران خود بر دشمنان خود از آب پاكيزه بدن كثيفى را و عرق به اكراه آورنده (يا آنكه به درد آورنده) را و از هواى ضعيف و ناتوان باد تند هلاككننده را[٣] خداوندا پس پناه ده ما را به آنچه مكرّر دادهاى به ما از يارى كردن تو و يارى نمودن دين اسلام را و مسلمانان را و منع نمودن ضرر خروجكنندگان و شركورزندگان را و خوشحال مگردان به ما دشمنان را و مگردان ما را با گروه ستمكاران و مدد كن ما را به آنچه مدد كردهاى به آن جماعت توكّلكنندگان را و طلب فريادرسكنندگان را از سپاههاى خود كه غلبهكنندگانند به سبب رحمت تو اى رحمكنندهترين رحمكنندگان.
[١] -يعنى آنچه را به جمعى از ميهمانها و همسايههاى خود بخشش نمائى پس آنها را به دست من بده و آن را به منزله آن جماعت قرار ده. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى مسلّط كردهاى تو بر دشمنان خود جهت يارى كردن پيغمبران خود. و اللَّه يعلم
[٣] -اشاره به قوم عاد است كه خداى تعالى باد بسيار تندى را بر ايشان مسلّط نمود كه همه ايشان را هلاك نمود. و اللَّه يعلم