ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٦٨ - الف دعاهاى رسول خدا
اى عطاكنندهترين عطاكنندگان، اى شنواترين شنوندگان، اى بيناترين ببنندگان، اى رحمكنندهترين رحمكنندگان، اى نزديكترين نزديكان، اى خداى عالميان، اى فريادرس فريادرس طلبان، اى پناه پناه آورندگان، اى درگذرنده از بدكاران، اى كسى كه شتاب نمىكند[١] به عقوبت بر گناهكاران، اى رهاكننده اسيران، اى برطرف سازنده اندوه اندوهناكان، اى جمعكننده از هم پاشيدگان، اى دريابنده[٢] گريختگان، اى منتهاى[٣] طلبكنندگان، اى هم صحبت هر غريبى، اى هم راز هر تنهائى، اى رحمكننده پير بزرگ، اى روزى دهنده بچه كوچك، اى اصلاح و درستكننده استخوان شكسته، اى نگاهدارنده كسى كه ترسنده پناه آورنده است، اى كسى كه براى اوست تدبير و تفكّر در امور و به سوى اوست اندازه نمودن اشياء، اى كسى كه دشوار بر او هموار و آسان است، اى كسى كه او به همه چيز دانا و مطّلع است اى كسى كه او بر همه چيز تواناست اى آفريننده آسمان [آفتاب] و ماه روشن، اى شكافنده شب[٤] از براى بيرون آوردن صبح، اى برانگيزاننده بادها، اى زندهكننده روحها، اى صاحب بخشش و عطا، اى كسى كه به دست اوست هر كليدى، اى نگاه دارنده[٥] كسى كه نيست نگاهدارى براى او، اى معتمد كسى كه نباشد اعتمادى براى او، اى اختيار كردهشده كسى كه نباشد مختارى براى او، اى عزّت كسى كه نباشد عزّتى براى او، اى گنج كسى كه نيست گنجى براى او، اى پناه كسى كه نيست پناهى براى او، اى مددكار كسى كه نباشد مددكارى براى او، اى قوّت كسى كه نيست قوّتى براى او، اى فريادرس كسى كه نيست فريادرسى از براى او، اى بزرگ بخشش، اى عطاكننده عفو از گناهان، اى آن كه نيكوست در گذشتن او (يعنى از تقصيرات بندگان)، اى آن كه وسيع است[٦] آمرزش او،
[١] -تأخير نمودن عقوبت گناهكاران چون في الجمله مهلتى است در عذاب، نعمتى خواهد بود و ديگر آن كه احتمال دارد كه گناه كار پشيمان و نادم شده توبه نمايد و اين سبب رستگارى و آمرزش و رسيدن او به مراتب عاليه گردد و اين نيز نعمت عظيمى است. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى دريافت مىكند و نگاهدارى مىنمايد كسى را كه بگريزد و پناه آورد به سوى او و اين كنايه از بسيارى رحم و شفقت است يا آن كه دريافت مىكند به عقوبت و مؤاخذه مىنمايد كسى را كه از عذاب او بگريزد يعنى به هر جا كه بگريزد عقوبت و عذاب او به او مىرسد و در اين هنگام كنايه از كمال قدرت و سلطنت است. و اللَّه يعلم
[٣] -غايت چيزى نهايت آن است و مراد به غايت طلبكنندگان كسى است كه طلبكنندگان به او كه برسند بايستند و مطلب ايشان از او حاصل شود، و سابقا اشاره به بعضى از معانى ديگر نموده. و اللَّه يعلم
[٤] -يا آن كه فالق به معنى ظاهر كردن و بيرون آوردن باشد يعنى اى ظاهركننده صبح از تاريكى شب يا آن كه فالق به معنى خالق باشد يعنى آفريننده صبح. و اللَّه يعلم
[٥] -عماد در اصل به معنى ستون است و مراد نگاهداشتن و محافظت نمودن خداى تعالى است بنده خود را چنان كه ستون نگاه مىدارد خانه و خيمه را. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى شامل است آمرزش او گناهان صغيره و كبيره را و همه اينها را مىآمرزد و شامل است همه مردم را و اختصاص به بعضى دون بعضى ندارد، بلكه هر شخص از هر گناه كه توبه نمايد و پشيمان گردد خداى تعالى او را مىآمرزد. و اللَّه يعلم