ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٥ - ٩ - حرزهاى حضرت امام محمد باقر
او آفتاب و ماه، منزّه است منزّه است از عيبها پروردگار فرشتگان و روح، مىخوانم شما را اى گروه جنيان و آدميان به سوى خداى مهربان دانا، و مىخوانم شما را اى گروه جن و انس به سوى چيزى كه مهر نمودهام آن را به مهر پروردگار عالميان و مهر جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و به مهر سليمان پسر داود و مهر محمّد برگزيده رسولها و پيغمبران، رحمت خدا باد بر آن حضرت و بر ايشان همگى، دور شويد و باشيد در جهنم و سخن مگوئيد با من، دور شويد از فلان پسر فلان هر وقت كه داخل شود در صبح و داخل شود در شام خواه باشيد از جنس صاحب زهر[١] [يا از مار] يا عقرب يا از سحركننده يا شيطانى رانده شده از رحمت[٢] يا پادشاهى ياغى، دور نمودم از او شرّ چيزى را كه ديده شود و چيزى را كه ديده نشود و چيزى را كه ديده است او را چشم خوابيده يا بيدار، توكّل نمودم بر خداى، نيست شريكى از براى او و رحمت خدا باد بر محمّد كه فرستاده شده و خبر دهنده و امّى است[٣] و پيشواى ماست كه محمّد است و بر آل او كه پاكند از گناه و درود فرست بر ايشان درود بسيار. ابتدا به نام خداى بخشنده مهربان و از جمله قوم موسى طايفهاى است كه راه مىيابند به حقّ و به سوى او ميل مىنمايند.
[١] -ابن اثير در كتاب لغت ذكر نموده كه« حمّة» مانند« ثبة» و حمى مثل« صرد» به معنى زهرند و گاهى مجازا به معنى نيش عقرب و زنبور نيز آورده و« حمة» اصلش« حمو» يا« حمى» بوده، پس حذف نموده شده« واو» يا« يا» از او« تايى» به عوض محذوف آوردند و فيروزآبادى« حمة» را« يائى» دانسته و او نيز به معنى زهر تفسير نموده.
[٢] -يعنى انداخته شده به لعنت الهى و بندگان، چه ذكر نمىكند او را مؤمنى مگر آن كه او را لعن كند؛ يا منع نموده شد از مواضع خير يا ممنوع از رحمت الهى. و در حديث وارد شده كه هر گاه حضرت صاحب الامر ٧ ظهور نمايد، هيچ مؤمنى بر روى زمين باقى نمىماند مگر آن كه شيطان را به سنگ رجم نمايد چنانچه پيش از آن به لعن او را رجم مىنموده. و اللَّه يعلم
[٣] -أمّى كسى را گويند كه نزد شخصى تعلّم نكرده باشد و درس نخوانده باشد، بلكه همچنان كه از مادر متولّد شده باقى باشد. و آن حضرت را أمّى گويند از جهت آن كه آن حضرت در نزد شخصى درس نخوانده و تعلّم ننموده زيرا كه جايز نبود كه شخصى بر پيغمبر حقّى داشته باشد، يا از جهت آن كه اگر پيغمبر درس مىخواند، هر آينه كفّار مىگفتند كه پيغمبر از كتابهاى تاريخ خبرها را ديده و نقل مىنمايد، و امّا هر گاه درس نخوانده باشد و از روى كتاب چيزى نخوانند پس ظاهر مىشود كه اين خبرها همه از جانب خداست و معجزه است. و اللَّه يعلم