ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٢٣ - ١٠ - قنوتهاى مولاى ما حضرت امام حسن بن على عسكرى
و بىنور نماى (يا آنكه ساقط گردان) آفتاب ظلم را و پست كن روشنى آن را و محو نماى ذكر آن را و بكوب به سبب حق سر او را و پراكنده نماى سپاه او را و بترس انداز دلهاى اهل او را، خداوندا و وامگذار از ظلم باقى ماندهاى را مگر آنكه برطرف نموده باشى او را و نه بنائى را مگر آنكه هموار نموده باشى آن را و نه زرهى[١] مگر آنكه شكسته باشى آن را و نه سلاحى را مگر آنكه كند نموده باشى آن را و نه اسبان را مگر آنكه پى نموده باشى آنها را و نه بردارنده پرچمى را مگر آنكه سرنگون نموده باشى آن را. خداوندا و بنماى به ما يارىكنندگان او را متفرق بعد از التيام و پراكندهشده بعد از موافقت نمودن در سخن و بالاى نگاهدارنده سرهاى خود را بعد از ظاهر شدن بر امّت خداوندا و كشف نماى از براى ما از روز عدالت[٢] (حجاب او را) و بنماى آن را به ما دائما كه نباشد تاريكى در آن و روشنى كه نباشد شائبهاى با آن و بباران بر ما ابر بلند آن را و فرود آور بر ما بركت آن را و دولت بده مر او را از جانب كسى كه قصد نموده او را و يارى ده او را بر كسى كه دشمنى نموده او را.
بار الها و ظاهر ساز حق را و داخل در صباح گردان ما را به سبب او در حين تاريكى شبها و اشتباههاى حيرانى خداوندا و زنده گردان به سبب حق دلهاى مرده را و مجتمع گردان به سبب آن گمانهاى[٣] متفرّق را و اعتقادهاى مختلف را و بپاى دار به سبب آن حدّهاى معطّل را و حكمهاى بازگذاشته را و سير گردان به سبب آن شكمهاى گرسنه را و راحت بده به سبب آن بدنهاى تعب كشيده. را خداوندا همچنان كه بسخن آوردهاى ما را به ذكر او و انداختهاى به دلهاى ما دعا نمودن ترا براى او و توفيق دادهاى ما را به خواندن به سوى او و تحريص نمودن[٤] اهل غفلت را بر او و ساكن نمودهاى در دلهاى ما دوستى او را و طمع داشتن در او را و نيكويى اعتقاد به تو را از جهت بپاى داشتن آثار او را. بار خدايا پس عطا كن ما را[٥] از جانب او بر نيكوتر يقين ما اى موجود و محكم سازنده گمانهاى نيكو و اى راست گرداننده
[١] -يا آن كه و باقى مگذار از باطل حلقه اجتماعى را يعنى حلقهاى را كه مجتمع شوند قوم بر آن مگر آن كه او را شكسته باشى. و اللَّه يعلم
[٢] -نهار عدل كنايه است از امام عدل يعنى حضرت صاحب الامر ٧، و ممكن است كه مراد ايّام دولت و عدالت آن حضرت باشد. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى گمانها و رأىهائى را كه در باب ظهور حضرت صاحب الامر ٧ واقع شده است چه بعضى قايل هستند و بعضى منكرند و برخى مىگويند كه هنوز موجود نشده و طائفهاى قايل هستند كه موجود است و همچنين اختلافاتى كه در زمان ظهور آن حضرت نمودهاند و غير آن. و اللَّه يعلم
[٤] -فيروزآبادى گفته كه« و حاوشته عليه حرضته» يعنى تحريص نمودم او را، و ممكن است كه به جاى« عليه»« عنه» باشد چنانچه در بعضى از نسخهها است، و در اين هنگام« حياشة» به معنى اجتناب فرمودن و دور نمودن خواهد بود، چنانچه فيروزآبادى ذكر نموده است كه« و انحاش عنه نفر و تقبضنّ» حاصل معنى آن كه توفيق دادهاى ما را كه دور نمائيم ضرر و شرّ اهل غفلت را از آن. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى از امور متعلّق به او مثل ظاهر شدن او يا اقرار نمودن ما بر او يا يارى نمودن ما او را و امثال آن، و ممكن است كه« من» به معنى باء سببى باشد، يعنى و عطا كن ما را از جانب او يا به سبب او آن چيزى را كه چشم داشت و توقّع داريم از اجر و ثواب. و اللَّه يعلم