ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٤٠ - الف دعاهاى رسول خدا
فرشتگان و صاحبان دانش در حالى كه به پاى دارنده است عدل را نيست خدائى مگر او كه غلبهكننده و داناست به حكمت. اوست خدائى كه نيست خدائى مگر او داناى پنهان و حاضر است اوست بسيار بخشنده مهربان اوست خدائى كه نيست خدائى مگر او پادشاه بسيار پاكيزه است[١] سالم از عيبها[٢] امان دهنده و حفظكننده و غالب است و صاحب جبروت[٣] و بزرگى است منزّه است خدا از آنچه شريك مىگردانند او را مشركان، اوست[٤] خداى تقديركننده آفريننده صورت بخشنده، از براى اوست نامهاى نيكو، تسبيح مىكنند از براى او آنچه در آسمانها و زمين است و اوست غلبهكننده و داناى با تدبير. بگو (اى محمّد) خداوندا اى صاحب پادشاهى مىدهى پادشاهى را به كسى كه مىخواهى[٥] و مىستانى پادشاهى را از كسى كه مىخواهى[٦] و عزيز مىكنى كسى را كه مىخواهى و خوار مىگردانى كسى را كه مىخواهى بدست توست نيكوئى بدرستى كه تو بر همه چيز بسيار توانائى شب را در روز و روز را در شب فرو مىبرى زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون آورى و هر كه را مىخواهى بدون حساب روزى عطا كنى اوست خدايى كه نيست خدائى مگر او، خدائى است يكتا و يگانه، تنهاى قصد كرده شده در حاجتها كه فرا نگرفته است همصحبتى (يعنى زنى و همسرى) و نه فرزندى، و نيست از براى او شريكى در پادشاهى و نيست از براى او دوستى از راه خوارى،[٧] و تعظيم كن او را تعظيم كردنى،[٨] و اوست خدايى كه نمىشناسيم براى او هم نامى [شناخته نمىشود براى او هم نامى]، و اوست اميد و اميد داشته مردمان و پناه برده شده و به سوى اوست شكوه و از اوست گشايش و فراخى در معيشت [اميد] و سؤال مىكنم ترا اى خدا به حق اين نامها كه بزرگ و بلند مرتبهاند
[١] -يعنى پاكيزه است از عيوب و نقصها.
[٢] -سلام به معنى سالم است و ممكن است كه به معنى سلامتى باشد و وصف نمودن خداى تعالى به آن از جهت مبالغه مىباشد.
[٣] -يا آن كه جبركننده و قهّار است.
[٤] -سابقا در حرز حضرت امام موسى اشاره به بعضى از نكات و سخنان شده احتياج به تكرار آن نيست.
[٥] -يعنى كه او را پادشاه كنى.
[٦] -يعنى بگيرى از كسى كه مىخواهى.
[٧] -يعنى از راه خوارى كسى را دوست خود قرار نداده، يعنى به سبب آن كه نعوذ باللَّه خوار و ذليل باشد و خواهد كه از براى خود دوستى را فرا گيرد كه از او آن خوارى را دفع نمايد و او را در كارها معاونت كند، زيرا كه او عزيز است و خوارى ندارد. يا آن كه نيست او را دوستى كه خوار و ذليل باشد، چه هر كه دوست اوست هميشه عزيز است. و اللَّه يعلم
[٨] -يعنى تعظيم كردنى كه هيچ تعظيمى مساوى و نزديك به آن نباشد. و اللَّه يعلم