ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٦٢ - ١١ - حرزهاى حضرت امام موسى بن جعفر
مگر به اذن او[١] مىداند[٢] آنچه پيش روى ايشان است[٣] و آنچه در پس سر ايشان است و احاطه نمىكنند به چيزى از علم او مگر به آنچه خدا خواهد و فرا گرفته است كرسى او[٤] آسمانها و زمين را بو به تعب نمىاندازد او را نگاه داشتن آنها، و اوست بلند مرتبه بزرگ و ذليل و خوارند صورتها از براى هميشه زنده قايم به ذات و بتحقيق كه زيانمند است كسى كه بار گيرد ستم نمودن را پس بلند مرتبه است خداى كه پادشاه به حق است. نيست خدائى مگر او كه پروردگار عرش نيكوست[٥] [بزرگ است].
پس مر خداى راست ستايش آن خدائى كه پروردگار آسمانها و آفريدگار زمين است تربيتكننده عالميان است و از براى اوست بزرگى در آسمانها و زمين و اوست غلبهكننده داناى به تدبير. و هر گاه مىخوانى تو اى محمّد قرآن را مىگردانيم ميان تو و ميان آن جماعتى كه[٦] ايمان نمىآورند به آخرت پرده پوشيده شده[٧] و گردانيديم ما[٨] بر دلهاى ايشان پوششها كه مانع انداز آن كه بفهمند قرآن را و گردانيديم در گوشهاى ايشان گرانى را و هر گاه ياد نمائى تو پروردگار خود را در قرآن كه يگانه است او، باز گردند كافران بر پشتهاى خود در حالى كه متنفّر باشند، آيا پس ديدهاى تو كسى را كه فرا گرفت خداى خود را از روى خواهش خود و واگذاشت در گمراهى او را
[١] -غرض اظهار بزرگى و عظمت است. يعنى كسى نيست كه مساوى او باشد يا مرتبه او به مرتبه او نزديك باشد تا آن كه او را قدرت و توانائى باشد كه بدون اذن و رخصت او شفاعت كسى را تواند نمود. پس نيست شفاعتكنندهاى به نزد او مگر كسى كه او از راه تفضّل و ترحّم رخصت شفاعت نمودن به او دهد كه عبارت از انبيا و ملائكه و صالحان است. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى خداى تعالى مىداند چيزهائى را كه در پيش روى آنچه در آسمانها و زمين است. يعنى چيزهائى كه در دنيا موجود شده، و مىشود و همچنين مىداند امورى را كه در عقب آنها موجود مىشود، يعنى امورى كه در آخرت موجود خواهد شد. يا آن كه خداى تعالى مىداند چيزهائى را كه هنوز موجود نشده و بعد از اين موجود خواهد شد و مىداند چيزهائى را كه در عقب مانده، يعنى موجود شده و گذشته است. يا آن كه مراد آن باشد كه خداى تعالى مىداند چيزهائى را كه پيش از خلق آنچه در آسمانها و زمين است و همچنين مىداند چيزهائى را كه بعد از برطرف شدن آنچه در آسمانها و زمين است، باقى مانده باشد و يا در آن هنگام موجود شود و يا مراد عكس اين باشد. و اللَّه يعلم
[٣] -مراد از لفظ« هم» در ايديهم و خلفهم كه در فارسى به معنى انسان است و مخصوص به عقلاست، آن چيزهائى است كه در آسمانها و زمين مىباشد و در ميان ايشان عقلا مىباشد.
پس عقلا را غالب گردانيدند بر غير عاقل و همه را به لفظ« هم» تعبير نمودهاند. يا آن كه مراد انبياء و ملائكه و صالحان است كه از كلمه« الّا بإذنه» فهميده مىشود. و اللَّه يعلم
[٤] -مراد از كرسى خداى علم اوست، چنان كه از حضرت صادق ٧ منقول است و در روايتى ديگر از آن حضرت مروى است كه فرمودند: عرش علمى است كه مطّلع ساخته است خداى تعالى انبيا و رسل و ائمّه را بر آن و كرسى علمى است كه مطّلع ننموده احدى را بر آن و بعضى گفتهاند كه كرسى نيست حقيقة از براى خدا، چه منزه است او از كرسى و از نشستن بر آن زيرا كه اين مخصوص به جسم است، بلكه اين كنايه از عظمت و بزرگى است و مجرّد تشبيه به حال پادشاهان است كه ايشان را تخت و كرسى مىباشد و بعضى آن را به ملك و پادشاهى تفسير نمودهاند و بعضى گويند كه جسمى است در زير عرش محيط هفت آسمان و شايد كه فلك هشتم باشد كه آن را فلك البروج نيز خوانند. پس بنا بر اين كرسى از عرش كوچكتر خواهد بود و از بعضى احاديث ظاهر مىشود كه كرسى بالاى عرش است و آسمانها و زمين و هر چيز در كرسى است. و اللَّه يعلم بحقايق الامور
[٥] -كريم به معنى كثير النفع و جامع خوبيها و نفيس و صاحب بخشش آمده و بعضى گفتهاند كه كريم هر گاه صفت جمادى واقع شود به معنى نيكوئى است و در اين مقام اكثر از اين معانى مناسب است. و اللَّه يعلم.
[٦] -اين آيه سابقا گذشته و في الجمله اشارهاى به بعضى از تاويلات آن نموده.
[٧] -پوشيده نماند كه حجاب، ساتر و پوشانده غير مىباشد، مستور كنايه است از مبالغه در ساتر بودن، يعنى آن قدر ساتر است كه گويا بعضى از اجزاء آن مستور است از بعضى ديگر. و اللَّه يعلم
[٨] -اين آيه در سوره بنى اسرائيل است.