ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٠١ - ط دعاهاى حضرت امام على بن موسى الرضا
٤- و از آن جمله دعائى است كه مروى از حضرت امام رضا ٧ است.
ابن طاوس گويد كه روايت كرديم ما اين دعا را به سندهاى خود تا به شيخ ابو جعفر بن بابويه از كتاب عيون اخبار الرّضا ٧ آنكه آن حضرت فرمودند كه: مردى به خدمت حضرت امام جعفر صادق ٧ آمد و به نزد آن حضرت از مردى شكوه نمود كه بر او ظلم نموده بود. پس آن حضرت فرمودند كه پس چرا تو دعائى را نمىخوانى كه آن را پيغمبر صلّى الله عليه و آله به حضرت امير المؤمنين ٧ تعليم نمود و اين دعا را مظلومى بر شخص ظالمى نمىخواند مگر آنكه خداى تعالى آن مظلوم را يارى و كفايت كند و او را كارگذارى نمايد و دعا اين است:
خداوندا فراگير آن دشمن را به بلا فرو گرفتنى و بپوشان او را به بلا پوشانيدنى و مسلّط كردن بر او آزار را مسلّط كردنى و بينداز او را به روز بدى كه نباشد برگشتن راحت براى او و به ساعتى كه نباشد بازگشت به خلاصى براى آن ساعت و مباح گردان[١] احترام داشتهشده او را و رحمت فرست بر محمّد و بر اهل بيت او كه بر او و بر ايشان باد درود و نگاه دار مرا از شرّ دشمن و كفايت كن مرا از امر او و برگردان از من مكر دشمن را و تنك گردان دل او را و ببند دهان او را از من و پست شدند آوازها از براى خداى بخشنده پس نمىشنوى تو مگر آوازى آهسته و پست را و ذليل و خوار شدند روىها براى زنده به خود بر پاى و به تحقيق كه نااميد است[٢] كسى كه مرتكب شده است ظلم و ستم را دور شويد و باشيد در جهنم و سخن مگوئيد با من ساكت شو[٣] خاموش باش ساكت شو خاموش باش ساكت شو خاموش باش ساكت شو.
٥- و از آن جمله دعاى ديگر است از براى مولاى ما حضرت امام رضا ٧ كه ما اين دعا را به سندهاى خود نقل كرديم تا به سعد بن عبد اللَّه از كتاب او كه بالا برده است تا به حضرت امام رضا ٧ كه فرمودند: در زمان پيغمبر صلّى الله عليه و آله مردى از صحابه يك صفحهاى را يافت كه در آن چيزى چند نقش بود. پس آن صفحه را به خدمت رسول خدا ٦ آورد. پس آن حضرت امر فرمودند كه منادى كنند مردمان را جهت حاضر شدن به نماز جماعت. پس همه مردمان از مرد و زن حاضر شدند پس بعد از فراغ نماز آن حضرت بر منبر برآمدند و آن صحيفه را خواندند. پس در آن نوشته بود كه اين نوشته يوشع بن نون وصىّ موسى ٧ است كه وصيتى نموده است و آن اين است:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ، ألا إنّ خير عباد اللَّه التّقىّ الخفىّ و إنّ شرّ عباد اللَّه المشار إليه بالأصابع» «ابتدا مىكنم بنام خداى بخشنده مهربان بدرستى كه پروردگار شما به شماها هر آينه مهربان و بسيار رحمكننده است يعنى آگاه و مطّلع باشيد كه بدرستى كه بهترين بندگان خدا كسى است كه پرهيزگار و پنهان باشد از نظر خلايق و بدرستى
[١] -يعنى و مباح گردان بر مردمان آن چيزها را كه آنها از اموال و اسباب محترم و عزيز دارد يا آنكه بر مردمان عيبهاى او را ظاهر گردان و ايشان را بر آن چيزهايى مطّلع گردان كه آنها را از مردمان پنهان و مستور دارد يا آنكه مراد آن است كه هتك حرمت و عرض آن نماى چنان كه در نظرها بسيار خفيف و خوار گردد. و اللَّه يعلم
[٢] -يا آنكه زيانمند است.
[٣] -صه كلمهاى است به فتح« صاد» و سكون« ها» يعنى ساكت باشد و هر گاه به كلمه ما بعد متصل شود به تنوين گفته مىشود چنانچه صه صه.