ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٣٠ - دعاى عبرات
بيشتر از توانائى تو توانائى را يا بخشندهتر از انتقام كشيدن تو[١] انتقام كشيدنى را چه چيز خواهد بود عذر من اى خداى من هر گاه محروم شوم من در نيكوئى نگاهداشتى تو عطيه خود را و حال آنكه توئى آن كسى كه نااميد نمىشود اميدوار از تو [نااميد نمىگردانى تو[٢] اميدوارى از رحمت خود را] و برگرديده نمىشود مسألت سؤال [برنمىگردانى مسألتكننده از خود را] اى خداى من اى خداى من كجاست رحمت تو آن رحمتى كه آن يارىكننده ضعيفان است از خلايق و كجاست كجاست نگاهداشتن تو كه آن پر نيست براى نشانه گرديدهشدگان از براى ستم روزگار بفرست بسوى من بسوى من آن نگاهداشتى را اى پروردگار من نجات ده مرا از گروه ستمكاران بدرستى كه به من رسيده است آزار و بلا و توئى رحمكنندهترين رحمكنندگان اى مولاى من مىبينى تو حيرت مرا در كار من و مشتمل بودن مرا بر سوختگى دل من و گرمى سينه من پس ببخش به من اى پروردگار من به حقّ آنچه تو سزاوار آنى و گشادگى و بيرون آمدن از بلاها را و آسان گردان براى من به جانب ميسّر شدن كارها راهى را و بگردان كسى را كه نصب كند دامى را براى من از جهت آنكه بيندازد مرا در آن دام افتاده در آنچه حيله كرده است و شخصى را كه مىكند براى من چاهى را از جهت آنكه واقع سازد مرا در آن چاه بگردان او را واقع در آنچه كنده آن را و برگردان از من شرّ او را و مكر او را و فتنه او را و ضرر او را آنچه را كه برمىگردانى تو آن را از گروه پرهيزكاران اى خداى من اين است بنده تو اين است بنده تو برآور حاجت او را و اين است بنده ضعيف تو بنده ضعيف تو برطرف كن اندوه او را پس بتحقيق كه بريده شده است از او هر وسيلهاى مگر وسيله تو و كوتاه شده است از او هر سايهاى مگر سايه رحمت تو اى مولاى من دعاى من اين دعا اگر رد كنى تو آن را كجا مىرسد به محلّ برآمدن آن حاجت و گمان و اعتقاد من اين است اگر درست نگردانى آن را كجا مىرسد به محلّ درست بودن پس دور مگردان از در رحمت خود كسى را كه نمىشناسد به غير از آن درى را و منع مكن از نزد پناه خود كسى را كه نشناسد سواى آن پناهى را اى خداى من بدرستى كه روئى كه بسوى تو به رغبت خود روى آورده باشد پس رغبتكننده سزاوار است به آنكه نااميد نگردانى تو او را و بدرستى پيشانى كه نزد تو به زارى و خوارى سجده كرده
[١] -و ممكن است كه انتصار به معنى بسيارى نصرت دادن و يارى كردن باشد. و اللَّه يعلم
[٢] -يا آنكه نااميد نمىگردانى تو اميدوارى از رحمت خود را چنانچه شده و بر اين قياس است لا تردّ. و اللَّه يعلم