افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦ - العلة المولدة
تقدير نتيجه به طور صحيح بر مقدّمتين مترتّب شده يا به طور اشتباه و غلط؟ از اختيار آدمى بيرون است و لذا اختلاف فكرى از صبح خلقت تا شب قيامت بين افراد بشر در انظار و برداشتها ادامه دارد.
توافى و عقب آمدن نتيجه و ترتيب آن بر دو مقدّمه بدون لزوم عقلى و رابطه طبيعى كه اشعرى مىگويد واضح البطلان است و إدّعاى جريان عادة الله افتراى بر خداوند است و امّا نظر هاى فلسفى در تفصيل اعداد و اين كه إدراك نفس إنسانى حقايق اشياء را در موقع تجرّد نفس بواسطه افاضه صور اشياء بر خود نفس است يا به مشاهده نفس آن صور را در عقل فعّال كه از عقول مجرّده است و يا به اتّصال تام نفس به عقل مجرّد فوق الذكر است اتّصالى كه فناى نفس را در مبدء فياض (عقل فعّال) است كه روح ما آن صور را در آيينه آن مى بيند كه صاحب اسفار و طرفداران او قسم اخير را اختيار كردهاند همه آنها خيال اندر خيال است اساساً عقول مجرّده فلاسفه مانند ثابتات ازليه هيچ واقعيتى ندارد.
به هر حال ما از راه اسباب صحيح چه در مسايل علميه و چه در علوم تجربى بايد به سوى مسببات برويم كه ارشاد قرآن مجيد است و ذوالقرنين بنده صالح خدا از همين راه به مطلوب و مراد خود رسيد.
تتمّه توضيحى
معناى قول به جريان عادة الله در اين مقام اين است كه ممكن است صغرى و كبرى را قبول كنيم ولى علم به نتيجه براى ما حاصل نشود و تنها عادت خدا جارى شده كه علم به نتيجه را بر علم به صحت مقدّمتين مترتّب كند و اين قول ضرورى الفساد و واضح البطلان است.
العلة المولدة
يقول السبزوارى فى شرح المنظومة (قسم المنطق)، شرح اللئالى المنتظمة ردّاً على المعتزلة