افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩ - سه مطلب در مورد داستان موسى و عالم
مجانى به تعمير آن اقدام نمىكردى.
و ايراد اوّل موسى در سوراخ كردن كشتى به خاطر عدم علم او به موضوع حكم او بوده نه به خود حكم و خضر عالم به موضوع بوده است. و امّا حادثه متوسط كه كشتن غلام است، چنانچه مراد آيه اين باشد كه ما ترسيديم كه اين پسر والدين مؤمن خود را به خاطر كفر و سركشى كه دارد اذيت و يا زخمى كند، مجرّد ترس موجب قتل او نمىشود مگر اين كه غلام مذكور كافر حربى بوده باشد و امّا اگر غلام فعلًا تابع پدر باشد و اظهار كفر نكند، در حكم مسلمان است (اگر نا بالغ باشد) كشتن او جايز نيست.
به هر حال سؤال عمده اين است كه غلام چه نابالغ و چه بالغ اگر بدانيم او پدر و مادر خود را مى كشد آيا كشتن او فعلًا جايز است (قصاص قبل از جنايت)؟ بسيار مشكل است كه به ظاهر شريعت، دانشمندى آن را تجويز كند.
به هر حال در دو واقعه نه موسى و نه علماى مسلمان جهل حكمى نداشته و ندارد و خضر نيز به همه موضوعات علم نداشته و در موارد خاص به دستور خصوصى خداوند اقدام مى نموده است و تنها مورد سوّم است كه حكم آن به نظر ما نا روا است؛ ولى خضر به حكم خداوند آن را انجام داده است و فعلًا هم براى ما چنين اقدامى قطعاً جايز نيست كه كسى را به اين سبب بكشيم كه ممكن است پدر و مادر خود را اذيت كند و يا آنان را مجروح نمايند؛ بلكه در فرض قتل والدين به مجرد خشيت بازهم قطعاً جايز نيست. و در فرض علم به قتل مشكل است.
٣- اين عالم بزرگوار در سه موضوع فوق سه تعبير مختلف دارد:
در مورد سوراخ كردن كشتى مىگويد فأردتُ أن أعيبها: إراده كردم كشتى را معيوب كنم. در مورد كشتن غلام مىگويد ترسيديم كه او پدر و مادر را اذيت نكند و يا كافر نسازد پس إراده كرديم كه خداوند به والدين او پروردگار شان بهتر و پاكتر و پر محبّت تر به آنان