افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٦ - آسمان ها و زمين خداوند را تسبيح مى كنند
مردم (ظلم) و ستم به خدا و دستورات او (علم) به مقام خيرالبريه برساند.
از همه اين مطالب فهميده شد كه مراد از امانت همين دين يا استعداد عالى انسان براى تلقّى دين است و خلافت او نيز همين مفهوم را مىرساند و آيه بعدى (آيه ٧٣) بهترين قرينه و دليل بر همين تفسير است. والله العالم.
آسمانها و زمين خداوند را تسبيح مىكنند
«وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً الإسراء: ٤٤ هيچ چيزى در حلقه وجود نيست مگر اينكه خدا را تسبيح و حمد مىكنند، لكن شما تسبيح آنها را نمىفهميد. البته تسبيح آنها محدود است و با وسعت دايره تكامل آدمى و راه دراز سعادت و شقاوت او قابل مقايسه نيست، خصوصاً كه اختيار و اراده و علم او نيز از همه انسانها و زمين بيشتر است، و جواب منفى كوهها و زمين كه ناشى از نقص استعداد و ترس از ناكامى بوده، ممكن است به زبان حال باشد و نيز مراد به عرضه، عرضه خارجى نباشد؛ بلكه عرضه علمى- در علم خداوند- باشد. ولى احتمال دارد در آن موقع به آنها عقل افاضه شده باشد كه مؤيد آن، اشفاق و ترس و هراس آنها از قبول اين امانت بوده است. والله العالم.
بعيد است كه مراد از آسمانها، تنها ستارهها و سيارههاى جامد باشد؛ بلكه احتمال مىرود كه اهل آسمانها و زمين ها همه باشند؛ ولى ذكر جبال (كوهها) احتمال مذكور را تضعيف مىكند. والله العالم.
به هرحال به نظر صاحب الميزان مراد از امانت، كمالى است كه از ناحيهى تلبّس و نيز داشتن اعتقادات حق و تلبّس به اعمال صالح و سلوك طريقه كمال حاصل شود ... و خداوند انسان حامل آن امانت را براى خود خالص كند ... و چنين كسى خدا متولّى امور اوست، پس امانت ولايت الهى است و جز؛ ولايت الهى هيچ موجودى در امور حامل اين امانت مداخله ندارد؛ چون خدا او را براى خود خالص كرده است.