افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٥ - كلامى از فلسفه
ملك الموت او را قبض روح مىكند، خود نفر قاتل فاعل مباشر، ملائكه فاعل متوسط و عزرائيل فاعل متوسط ديگر و خداوند مسبب الأسباب.
كلامى از فلسفه
فيلسوف و عارف شهير ملّا هادى سبزوارى در منظومه (لئالى قسمت منطق) خود مىگويد:
|
و هل بتوليد أو إعداد ثبت |
او بالتوافى عادة الله جرت. |
|
يعنى آيا انتاج صغرى و كبرى نتيجه را به نحو توليد است و يا به نحو اعداد و يا به مجرد توافى و مقارنة بدون اين كه مقدّمتين علّت مولده و يا علّت معدّه براى نتيجه باشد؛ بلكه به مجرد جريان عادت خداوند كه نتيجه بر مقدّمتين مترتّب مى گردد. و به عبارت ديگر معتزله مىگويد افعال اختيارى صادر از خود آدمى است و او سبب فاعلى مباشر است و اگر فعل مذكور توسط سبب و وسيله ديگر صادر شود فعل توليدى نام دارد، و در هردو صورت نيازى به افاضه حق ندارد و علّت فعل در هر دو صورت إراده خود اوست.
در مقام استدلال نتيجه إبتداء به دست نمىآيد پس فعل مباشر مانند خوردن ميوه نيست؛ بلكه به وسيله ترتيب دو مقدّمه (صغرى و كبرى) است كه اختيارى مى باشد و نتيجه متولد از آن دو مى باشد.
ولى در بحث جبر و تفويض و بين الأمرين در كتب كلامى ثابت شده كه هر دو نظر به شمول قول فلاسفه باطل و خلاف عقل است؛ بلكه قول به جبر حسّا نيز باطل است و حق صريح اين است كه در همه افعال عبد، قدرت و قوّت در هر آن و ثانيه از جانب خداوند افاضه مىشود و بنده قدرتى از خود ندارد و تنها اختيار إنسان در مصرف قدرت خدا دادى مى باشد و تفصيل آن در كتب ديگر نگارنده مذكور است. البته بنده به قدرت علمى خدا دادى خود صغرى و كبرى منطقى را ترتيب مى دهد و نتيجه به همين دو مقدّمه در علم ما مترتّب مىشود.
ولى اين كه اين دو مقدّمه به نحو درست به وجود آمده و يا به طور غلط؟ و به هر دو