افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١ - زكريا و يحيى(ع) در قرآن
يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا. مريم: ٧. ما به تو (زكريا) بشارت مى دهيم به فرزندى كه نام او يحيى است و قبل از او همنامى برايش قرار ندادهام.
در حديث معتبرى آمده است كه امام حسين و حضرت يحيى ششماهه به دنيا آمده است و امام حسن از امام حسين (ع) شش ماه و ده روز بزرگتر بوده است.
وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً مريم: ٩. از اين جمله «تو چيزى نبودى و ترا آفريديم» ممكن است گفته شود كه روح قبل از بدن وجود نداشته و گر نه او قبلا چيزى كه مهم بوده حقيقت انسانى بوده و همين مخاطب «قَدْ خَلَقْتُكَ» مى باشد و در فرض وجود روح چگونه معقول است به او گفته شود ترا آفريدم و چيزى نبودى، بلى شايد مراد اين باشد كه روح تو چيزى نبود و او را آفريدم ولى اين معنى خلاف ظاهر استبه حال در پايان تعجب من از حضرت زكريا اين است كه ايشان اولا عقُم و پيرى خود و عقر زوجه خود را بيان كرد؛ مع الوصف از خداوند ولى و وارث طلبيد وقتى خداوند براى او مژده قبولى دعاى او را داد دو باره استبعاد مىكند!!.
زكريا و يحيى (ع) در قرآن
اول: زكريا (ع) در چندين سوره ذكر شده است:
١. وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً آلعمران: ٣٧. خداوند به وسيله اصابت قرعه زكريا را سرپرست و كفيل مريم كه دختر كم سنى بود و در جاى مخصوص از مسجد مشغول عبادت حق بود قرار داد. او هر وقت به مريم در محرابش سر مىزند در نزد او روزى خدا را حاضر و آماده مىبيند (ميوههاى رنگارنگ كه موقع آنها به حسب فصول سال نبود) و زكريا از اين منظر به طمع افتاد و به خدا عرض كرد پروردگا را به من ذريه پاكيزهاى ببخش.
در موقعى كه او در جاى خاص خود نماز مى خواند ملائكه صدا زدند كه خداوند به تو