افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٣ - سخنى در باره ى طاغوت و طاغوتيان
و يا با شمول عبادت او، اين كلمه و ساير مشتقات مادهى طغيان در حدود چهل بار در قرآن ذكر شده است. و معناى آن تجاوز از حد معصيت است:
«... وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي ...» (طه: ٨١)؛ طغيان نكنيد كه غضب من بر شما حلول مىكند.
١- «... فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى، وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ ..» (بقره: ٢٥٦، ٢٥٧)؛ هر كسى به طاغوت كافر شود و به خدا ايمان آورد محققاً به ريسمان محكمتر خداوند چنگ زده است، سرپرستان كفار طاغوت هستند.
٢- «لِلطَّاغِينَ مَآباً» (نباء: ٢٢)؛ دوزخ مرصاد و كمينگاه است و براى طغيانگران محل باز گشت.
٣- «... يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ ...، «... وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ ...» (نساء: ٦٠ و ٧٦)؛ مى خواهند نزاعهاى خود را به وسيلهى حكم طاغوت حل كنند، در حالى كه به آنان امر شده كه به طاغوت كفر بورزند، كسانى كه كفر ورزيدهاند در راه طاغوت مىجنگند. و آيات ديگر.
طغيان طاغوت، گاهى در دين است كه بلاشك مبارزه با او در فرض قدرت، واجب است؛ گاهى در دفاع از جان و مال و عرض مسلمانان است و گاهى در دور كردن او از قدرت و دولت و حكومت است؛ كه بايد جلو او گرفتهشود.
از آيات مباركهى فوق، ثابت مىشود كه رأى دادن به طاغوت كه بسيار عصيانگر و ستمگر و فاسق متجاهر است چه در نمايندگى در مجالس مقننه و چه در قوهى مجريه، حرام مؤكد است و كمك كردن به او- به هر شكلى كه باشد- در رسيدن به حكومت، رياست جمهورى، صدارت، رياست كابينه، وزارتها، رياستهاى عمومى و ساير مناصب، شرعاً ممنوع است خصوصاً نصب او در قوهى قضائيه و نيز مراجعه كردن مردم به قاضى طاغوت