افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٢ - جنگ احزاب
بن عبدَود روز خندق برتر از اعمال أمّت من است. دليل اين حديث روشن است؛ چرا كه اگر مشركين پيروز مىشدند و پيامبر (ص) شهيد مىشد و مدينه قتل عام مىشد، ديگر أمّت مسلمه اى نبود كه خدا را عبادت كنند، عجب اينكه على (ع) آن قدر علو طبع داشت كه زره قيمتى او را در آن شرايط فقر مسلمانان از تنش بيرون نياورد كه مطابق قانون در ملك على (ع) كه چيزى از مال دنيا نداشت داخل مىشد و از خواهر عمرو اشعارى در مدح على (ع) بر اين عمل جوانمردانه او نقل شده است.
كشتن اين پهلوان يا قهرمان مشهور عرب يكى از عوامل بزرگ نا اميدى مشركين بود و عوامل ديگر نيز در جنگ خندق از فضل و احسان خداوند بر اين أمّت مرحومه به وجود آمد كه مشركين فرار را بر قرار ترجيح دادند «وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً» الأحزاب: ٢٥؛
من از آيات كثيرهاى كه در اين مورد نازل شده آيه آخرين را نقل مىكنم: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا» الأحزاب: ٢٣؛[١] از مؤمنين مردانى هستند كه در عهد خود با خدا در دفاع از دين راست گو بر آمدند دستهاى تا مرز فداكارى و جانبازى پيش رفتند، و دستهاى در حال انتظار شهادت هستند (تا در موقع مناسب جان بازى و فدا كارى نمايند و در عمل به پيمانهاى خود با خالق خود در حال انتظار هستند. خداوند به فضل و كرم خود ما را از همين دو دسته قرار بدهد، نه از ضعيف الايمان ها كه كارى از آنها در روزهاى سخت ساخته نيست و به بهانه هاى دروغين مى خواهند عقب نشينى كنند. و نه از منافقينى كه در شعار دادن در روزهاى سلامتى
[١] - راغب در مفردات« نحب» به معناى نذرى واجب است،« قضى نحبه» يعنى به نذر خود عمل كرد. در اين آيه قضى نحبه به معناى مردن و كشته شدن است، قضى اجله يعنى اجلش را بسر رساند.