افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٦ - موسى در مدين
و تعبير به" شيعه او" در آيه ١٥ دلالت دارد كه موسى در ابتدايى جوانى در پى جمع آورى بنى اسراييل بوده كه انان را از شر قبطى هاى فرعون نجات دهد.
موسى در مدين
«قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ». (سوره قصص، آيه ٢٥).[١]
موسى به خاطر قتل قبطى كافر و ترس از قصاص او توسط حكومت فرعون كه جِداّ به موسى بدگمان بود كه همان كسى است كه حكومت او را نابود خواهد كرد، فرار و به مدين رفت كه مى گويند در جنوب اردن فعلى است كه نامش فعلا" معان" مى باشد.[٢]
موسى سفر بدون زاد و راحل را با خوف و خطر طى كرد، ولى خداوند سبب ساز او را به خانه پيامبر نازنين خود حضرت شعيب رساند و خانه و جاه و زنى به او لطف كرد كه دختر آن پيامبر بود و همه زندگانى او نظم دلخواه را پيدا كرد و شايد ديگر چنان گرسنگى كه در وقت نزول به نزديك چاه معان (مدين) داشت، ديگر آن را تجربه نكرد. او به هيچ گونه در موقع ورود به مدين فكر نمىكرد ظرف چند ساعت در آن روز زندگانى ده ساله او را خداوند مهربان فراهم و برنامه ريزى فرموده است.
بلى كليم تنها كليم نبود كه مورد توجه و محبوب هم بود، (خداوند اين بنده ناچيز خود را به حق حبيب خود نيز مورد لطف قرار بده)، از بهترين و مهمترين نعمت هاى غير مترقبه در اثناى بازگشت از معان اردن به مصر بود كه او (موسى) براى قبسى از آتش رفته كه كلام
[١] - هنگامى كه موسى نزد او[ شعيب] آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: نترس، از قوم ظالم نجات يافتى!.
[٢] - نويسنده در اولين سفر حج خود از عراق به اردن رفت و از معان به خاك حجاز داخل شد و در بازگشت از سفر حج شبى در آن جا باهمراهان در مسافر خانهى خوابيده است. و گفته مىشود مردم آن از فرزندان اسماعيل( ع) بوده اند.