افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٢ - داستان آدم و ابليس و سجده ى ملائكه
حكمت و قدرت و عظمت خداوند است.[١]
سجده بر دوگونه است:
الف) سجده بقصد ربوبيت مسجودله، كه منحصر براى خداوند است و ازنظر دين هيچ موجودى جز خدا قابليت آن را نداشته و لو تعبداً و به امر شرعى، پيدا نمىتواند. اين سجده موجب براى غير خداوند كفر سجده كننده است.
ب) سجده براى تعظيم فرد مخلوق حرام است؛ ولى شرك آور نيست؛ بلى اگر ربالعالمين به آن دستور دهد واجب مىشود كه سجده بر آدم چنين بود. شيطان ترك سجده كرد، و مجرد ترك واجب يا فعل حرام، سبب كفر نمىگردد و گرنه همهى مسلمانان عادى كافر مىشدند، به استثناى معصومين، كى وجود دارد كفر شيطان به خاطر رد امر خدا است، هر كسى امر خدا را قبول نكرده و رد كند مرتد مىشود و كافر.[٢]
٢- جملهى «وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ»؛ معنايش اين است كه ابليس قبلا از آن دستور نيز از كافرين بوده است. بعضى به لحاظ عبادت سابق او با ملائكه گفتهاند جملهى «كان= بوده» به معناى «صار= گرديده» مىباشد؛ يعنى قبلا مؤمن بود؛ ولى بر فرمان حق، مرتد شد.
٣- همهى ملائكه به شمول مقربين و كروبين و حاملان وحى و حتى چهار ملك مقرب، همه سجده كردند، و اين يك انقلاب معنوى در ملكوت بوده كه احتمالا نظيرى نداشته است
[١] - البته از نظر علم و عقل ما، و گرنه خاك بر فرق من و تمثيل من.
[٢] - اعتقاد شيطان اين بود كه او عالى تر از إنسان است و به همين سبب او در برابر خالق خود استكبار كرد، منتهى اعتقاد او تكبر ديگر او بود كه واقعيت نداشته، حتى اگرآتش برتر از خاك باشد ملاك فضليت ابليس بر آدم خاكى نمىشده ملاك فضليت او روح مجرد او و استعداد بى نظير او بر ابليس بوده؛ و از اين جا فهميده مىشود كه إنسان از جن برتر و بهتر است، ترديد من در اين موضوع در بعضى از كتب ديگرم اشتباه من بوده است.