افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٥٨ - توريه
مشهور كه كنايه از نادارى توست حمل مىكند و تو معناى حقيقى آن را قصد مى كنى كه در دستت چيزى نيست. كسى مىگويد: فردا شب مهمان منى و تو نمى خواهى دعوت او را قبول كنى و نه او را ناراحت كنى، مىگويى من شغلى دارم، قصد تو نماز خواندن و يا مطالعه است و اين كلام شرعاً دروغ نيست و توريه است.
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ (ص: ٢٩)؛
كتابى است پر خير و بركت، كه آنرا به سوى تو فرو فرستاديم، دانشمندان آيات او را تدبر كنند و خردمندان تذكر يابند (تا به سوى حق هدايت شوند و يا تا حجت براى قاصرين و يا عليه مقصرين و متعمدين باشد).
توريه
به نظر كثيرى از فقهاء، توريه شرعاً جايز است اگر مشكل شرعى از جهت ديگر نداشته باشد، به هرحال، دروغ نيست تا به خاطر دروغ حرام باشد؛ ولى اگر مشكلى ديگر داشت ازآن جهت حرام مىشود؛ مثلا حق كسى را نزد قاضى انكار مىكنى و مىگويى من از او قرض نكردهام و يا با او معاملهاى نكردهام كه مديون مدعى باشم؛ قصد مىكنى قرض و دين قبل از روز معامله و يا روز بعد را كه كلام تو راست است و دروغ نگفتهايد؛ ولى انكار حق مردم حرام است و ايصال حق آنان واجب، و هكذا در بسيارى از موارد ديگر.
توريه مطابق شأن بسيارى از مؤمنين نيست، لذا جز در موارد خاصى، مناسب نيست توريه نمود، اگر حضرت ابراهيم (ع) واقعاً دردمند نبوده كه در احاديث چنين آمده است، توريه او خيلى مهم بوده، او مىخواست بتخانه، خلوت شود تا همه بتها را به جز بت بزرگ، بشكند و به بتپرستان ثابت كند كه اين اشياى بىجان، از خود دفاع نمىتوانند پس چگونه ازشما دفع بلا مىكنند؟ عبادت آ نها حماقت و خلاف عقل است و همان كار را در غيبت