افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٤ - ابطال شبهه جبر
علم و امتيازش از ساير علوم به همين اعتبار است كه علم به اين ماهيت است. و اما وجود ماهيت در لايزال تابع علم ازلى خداى متعال به ماهيت آن است كه در وجود به همين خصوصيت موجود مىشود، بنابر اين مرگ كفار به حالت كفر و ايمان نياوردن شان متبوع علم ازلى خدا است، ولى در وجود آن تابع علم اوست.[١]
صاحب الميزان آن را رد مىكند (ترجمه فارسى الميزان، ج ١٥، ص ٣٥) كه اين حرف مبنى بر اصالت ماهيت است كه باطل است و ثانيا مبناى صحبت و اعتراضى كه بر آن شده و پاسخى كه به اعتراض مى دهد كه علم خدا حصولى باشد، در حالى كه علم خدا حضورى است و علم حضورى بر دو قسم است، يكى قبل از ايجاد آن ها كه اين علم عين ذات اوست؛ و ديگرى علم به اشياء بعد از ايجاد اشياء كه اين علم عين وجود اشياء است.
مؤلف: مراد صاحب الميزان به قاعده" بسيطة الحقيقة كل الاشياء و ليس بشىء منها" بر مى گردد كه يكى از قواعد پيچيده فلسفه متعالى صاحب اسفار است. و ما اين قاعده را در علم كلام باطل كردهايم. و جواب او اين است كه علم خداوند عين ذات اوست و دو علم ندارد، يك علم ذاتى دارد و حقيقت علم و قدرت او عين حقيقت ذات اوست كه فهم حقيقت او براى ممكن الوجود مستحيل است، علم او نه حصولى است و نه حضورى.
و جواب شبهه جبر اين است كه خدا از ازل مى داند زيد به اختيار خود كافر مىشود، پس علم او موجب جبر نمىشود.
[١] - روح المعانى، ج ١٩، ص ٦٢.