افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٥ - تدبر و تذكر بهتر از تلاوت
كه من دانم، شما نمىدانيد؛ كه علم آدم و نادانى ملائكه بود كه به آن اعتراف كردند.
بعيد نيست كه اين خلافت در خصوص عقايد و تعليم احكام و فصل نزاعها و هدايت بشر نباشد؛ بلكه در تمام ادارهى امور عامهى انسانها در زندگانى مادى و معنوى باشد كه داوود و سليمان و يوسف و خاتم النبيين (صلى عليه و عليهم و على اهله)، اين مسؤليت را به عهده داشتهاند؛ بلكه اين خلافت تا حدودى به همهى دانشمندان علوم تجربى و علوم دينى برسد كه از همين مسؤليت وجوب تعلم و مباشرت صناعاتى كه براى زندگانى بشر لازم است بنحو كفايى بر افراد مستعد تعلق مىگيرد و حكومت اسلامى در دايرهى تواناييهاى زمانى و مالى خود مكلف به آن مىباشد اين خلافت تا حدودى تكوينى است و تا حدودى تشريعى.
بلى خداوند قادر بود تواناييهاى اساسى اين خلافت را به طور فوقالعاده به انسانها مرحمت فرمايد جمعى را متخصص در علوم متنوع دينى و تجربى بيافريند و كارها را تا حدى به ارادهى خود انجام دهد؛ ولى حكمت بالغه و كاملهى حق چنين كارى به چنين كيفيت را مصلحت نديد و استعداد همهى امور را به بشر لطف كرد كه به پاى خود برود. پس خلافت إنسان مخلوطى از تكوينى و تشريعى است؛ ولى معالوصف تمام موجودات از كهكشانها تا مكروبها تا اتمها تا اجزاى آنها و انرژىها، همه و همه در حدوث و در بقاى خود از نظر عقلى به فيض واجبالوجود نياز مند هستند و جانشينى- به معناى واقعى آن- براى هيچ موجودى هر چند يك ميليون مرتبه استعداد او و علم و قدرت او از إنسان و حتى از انبياء (ع) بالاتر باشد عقلا ممكن نيست و لذا اين خلافت به معناى مجازى مىباشد كه مىشود در زبان فارسى به نمايندگى از آن تعبير كنيم، (دقت شود).
تدبر و تذكر بهتر از تلاوت
«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ» (ص: ٢٩)؛ (اين) كتابى است پر خير كه آن را به سوى تو فرو فرستاديم تا در آيات آن تدبر و تفكر كنند و صاحبان مغز