افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٧ - قياس حال ملت و مردم ما با حال بنى اسراييل
جنگ هاى داخلى احزاب جهادى، حيثيت كشور و جهاد اسلامى را بر باد داد، تا يك دسته كوچك مصمم به نام جنبش طالبان بر اكثر بلاد كشور مسلط و احزاب جهادى ناكام ماندند، و بالاخره افغانستان بعد از حمله القاعده در آمريكا بدون مشكل زير تسلط آمريكا قرار گرفت و در اين مورد سخن زياد است.
من اعتقاد خود را در اين كتاب[١] (كه شايد آخرين تأليف من باشد) مختصرا بيان مى كنم كه علت پيروزى جهاد ما احساسات دينى مجاهدين بود؛ و علت شكست آن حرص و طمع و خود خواهى غالب رهبران جهادى!! و سبب عدم قيام حكومت اسلامى- كه انقلاب اسلامى ايران به آن رسيد- ضعف فرهنگ اسلامى مسئولين بالاى غالب احزاب جهادى بود.
به عقيده من گذشته از مداخله خارجى ها، مسئوليت عمده شكست مجاهدين در اقامه حكومت اسلامى و حفظ استقلال و حاكميت ملى احزاب بزرگ جهادى بود كه براى رقابت نفسانى آن قدر بين خود جنگيدند كه همه ناتوان شدند.
بگذاريد واضح تر نظر شخصى خود را بيان كنم، مسئوليت عمده اين بدبختى به عهده چند حزب است:
١- حزب اسلامى شاخته بزرگ آن.
٢- حزب جمعيت اسلامى.
٣- حزب وحدت اسلامى.
مسئولين تصميم گيرنده اين سه حزب روز قيامت در محكمه عدل الهى جواب خواهند داد و هم چنين افراد مقصر احزاب ديگر:
[١] - البته تفصيل آن را در كتاب خاطرات زندگانى خود نوشته ام، ولى نمى دانم چاپ خواهد شد يانه.