افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٤ - سخنى در باره ى طاغوت و طاغوتيان
براى حل اختلافات حقوقى وجزايى و غيره.
اگر مسلمانان در دوره زمامداران اموى و عباسى و عثمانى كه غالب آنان و اعضاى دولت شان فاسد بودند، به اين آيات عمل مىكردند و زمامدارى و خلافت را از چنگ اين فاميلها در آسيا وآفريقا بيرون مىآوردند و زمام خلافت و امامت را به دور از ميراث فاميلى به وسيلهى آراى اهل عقد و حل و يا همهى مسلمانان فهميده و دانشمندان متدين به مستحقين آن كه شرايط شرعى را دارا مىبودند، مىسپردند و توسط مجلس شوراى امناى دانشمندان از اهل حل و عقد بر آنان مراقبت مىنمودند، جهان اسلام به اين حكومتهاى فاسد و به دور از دين و گاهى احمق و ابله و سفاك و خون ريز، مبتلا نمىشدند. مسلمانان از ناديدهگرفتن آيات زياد قرآن كه در مورد طاغوت و غير آن وارد شده، هم به خود ستم كردند و هم به جامعه و مجتمع اسلامى و هم به قوانين حيات بخش اسلام و هم به حكومت اسلامى.[١] و هم موجب عقب رفتن حكومت جهانى اسلام شدند، طرد نكردن طاغوتها و دور نشدن از طغيان تنها سبب پسمانى ما نبود كه مسلمانان به تعصبات پليد متعدد ديگر هم مبتلا شدند، در حالى كه قرآن همهى مسلمانان را برادر همديگر خطاب كرده و آنان را به اتفاق سفارش و از تفرقه و تنازع (كشمكش) بر حذر داشتهبود.
اين تعصبات كه تا امروز هم چون مرض سرطان و مرض ايدز، بر پيكر مسلمانان فشار وارد مىكند، اقسام زيادى دارد؛ مانند: تعصبات زبانى؛ مثلًا عربى و غير عربى و پشتو و فارسى و ... تعصبات قومى و نژادى، تعصبات ملى، ناسيونالزم، تعصبات مذهبى كه هر كدام همچون سد سكندر در اجتماع و همدلى مسلمانان جداكننده آنان از همديگر است. گاهى تعصبات
[١] - اكثر رهبران جهاد در پاشيدن حكومت اسلامى افغانستان پس از پيروزى جهاد مسلمانان، مسؤل و مقصر هستند و بايد منتظر محاكمهى خود در پيشگاه عدل خدا در روز قيامت باشند.