افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٧ - علت اولى خلق انسان
در سوره جمعه مىفرمايد: وقتى نماز جمعه تمام شد برويد و طلب روزى كنيد «وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ» شكى نيست كه عقلًا و شرعاً بايد مردم از راههاى عقلايى براى به دست آوردن روزى بروند همين اسباب عقلايى سبب زيادتى و كمى روزى مىشود تقدير خداوند در ضمن قانون سببيت صورت مى گيرد و اين بحث كلى در همه جا جارى است زنده شدن و زنده بودن و مردن به اراده خداوند است؛ ولى از راه قانون عمومى عليت و سببيت. بلى قضا و قدر الهى بى حساب نيست؛ بلكه دقيقاً از راه اسباب است و بايد همه بدانيم كه قانون عليت نيز از اراده خدا نافذ شده است و قابل تخصيص نيست و در مورد معجزات بازهم قانون عليت تخصيص نمى خورد؛ بلكه علل و اسباب قوى تر جايگزين اسباب عادى مىشود (دقّت شود كه مطلب فهميده شود)
ذيل آيه مطلب نويد بخش و تشويق كننده دارد كه مىفرمايد: آنچه از اموال خود را در راه خدا- فقرا و جهات عامه- انفاق كنيد خداوند (ج) جاى آن را پر مىكند. خداوندا به اين بنده ضعيف خود و همه مؤمنين توفيق انفاق را مرحمت فرما و مطابق وعده خود در قرآن از فضل و كرمت يكى را به هفت صد يا بيشتر عوض عطا بفرما. بلى خداوند نفقه را بيمه كرده است؛ بيمه فوق العاده.!
علّت اولى خلق انسان
«وَ ما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ» سبإ: ٤٤؛ ما در گذشته از كتابهاى آسمانى را (به قوم تو) نداده بوديم كه مى خواندند و ما پيش از تو بيم دهنده اى براى آنان نفرستاده بوديم. از اين آيه به خوبى پيدا است كه پيش از پيامبر (ص) مردم مكه پيامبر و دينى نداشتهاند و همانند بنى اسرائيل بعد از اسحاق و يعقوب و يوسف و موسى و عيسى و ساير انبيايى كه براى آنان آمدند، بعد از اسماعيل پيامبر و كتابى براى آنان (عربهاى مكه) نيامده بود. بنابراين دو ايراد به زعم جمعى از متكلّمين شكل مى گيرد: