افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤١ - اختلاف رنگ، رو، بدن و زبان ها
خاك است و نيز خاك شدن گياهان به خاك تبديل است نه اخراج.
به هر حال آيه معناى درستى مىخواهد كه آينده آن را پيدا خواهد كرد.
خلقت آدمى از خاك
«وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ...» الروم: ٢٠؛ اولَا آدم و حوا از خاك وگِل آفريده شدهاند كه اصل انسانها مىباشد؛ البته مراد در اين آيه، از ضمير مخاطب، ابدان آنان است نه ارواح آنان و يا تقدير آيه «خلق ابدانكم» بوده.
ثانيا در بعضى از احاديث طينت وارد شده كه فرشته در نطفهى آدم مقدارى خاك مىاندازد.[١]
ثالثا نطفه از غذا ها پيدا مىشود و مواد غذايى زمينى، خاك دارند.
اختلاف رنگ، رو، بدن و زبانها
«وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ ...» الروم: ٢٢؛ خداوند در اين آيه توجه آدمى را به اختلاف زبانها (لغات انسانها) و رنگهاى آنان جلب مىكند.
انسانها چند هزار لغت براى تكلم و استفاده و افاده خود دارند كه بسيار عجيب است: بعضى از لغات حروف زيادى دارند كه تكلم آنها براى ديگران به اسانى ميسر نيست؛ مانند لغت چينى. در لغت «اردو» به علاوه حرفهاى «ردت» «ر، د، ت» ديگرى دارد كه بر سر «دال» و «را» و به جاى دو نقطه «تا» حرف «ط» را مىگزارند كه تكلم صحيح آنها نياز به تمرين دارد. در عربى، تلفظ بحرف «ض» و فرق گذاشتن بين «ز»» ض» و «ظ» و «ذ» محتاج به تمرين است؛ چنانچه تلفظ به حرف «ق» و «ژ» براى جمعى صاحبان لغات ديگر، مشكل است و همچنين فرق بين «ص» و «س» كمى دقت مىخواهد؛ زبانها هر كدام قانونى دارند كه مربوط به خود آنها است.
[١] بحار الانوار، جزء پنجم طبع جديد باب الطينة.