افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧١ - تسبيح كوه ها و پرندگان
حكمت مطلقه، قبيح است.
هر كس علت اولى خلقت إنسان را عمل به دين بداند، اين ايراد متوجه او مىشود و ظاهراً جواب ندارد،[١] ولى ما، در اين كتاب- اخرين اثر مؤلف- به توفيق خداوند متوجه شديم كه عبادت و تدين غرض ثانوى خلقت بشر است، نه خلقت اولى، بنا براين لغويت و قبيحى لازم نمىآيد، و اين موضوع جديد را در چند مورد اين كتاب توضيح داديم.
و الحمد لله على توفيقه و هدايته.
فايده:
معناى «فواق» در آيهى بعدى (مالها من فواق) به معناى فاصله بين دو دوشيدن شير است كه در آن، شير، دو باره در پستان برگردد و ذخيره شود و به معناى بازگشت نيز مىآيد. لهذا حالت بعد از زوال مرض را افاقه مىگويند: «وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ» (ص: ١٥)؛ آنها انتظار نمىكشند مگر يك صدايى را كه براى آن بر گشتى نيست، اگر آيه در باره احزاب و امتهاى سابقه باشد و يا در مورد كفار معاصر پيامبر اكرم (ص) و مراد از صيحه، نفخ اول در صور مىباشد نه صيحه مهلكه در اين دنيا، اشكالى بر مدلول آيه وارد نيست و چنانچه مراد، كفار معاصر آن حضرت باشد و مراد از صيحه، صيحهى مهلكه در دنيا باشد، بعضىها ايراد گرفتند: اين تفسير با آيهى «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ» (الأنفال: ٣٣) در تعارض واقع مىشود و بعضى جوابهايى دادهاند كه ضعيف است؛ ولى بين اين دو آيه هيچ تعارضى نيست؛ چون سورهى انفال مدنى مىباشد، درحالى كه سورهى «ص» مكى است پس هيچ تعارضى ندارند.
تسبيح كوهها و پرندگان
«قُلْ نَعَمْ وَ أَنْتُمْ داخِرُونَ، فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ» (الصافات: ١٩، ١٨)؛
[١] رجوع شود به صراط الحق ج ٢/ ١٨٢ و ما بعد، چاپ سوم، انتشارات ذوى القربى، قم، سال ١٤٢٨ ه- ق