افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١٩ - شناخت و معرفت خداوند بر چند گونه است
در پايان ذكر اين نكته مناسب يا لازم است كه: در تمام اين موارد مسالهى فعل حرام و يا ترك واجب وجود ندارد، سرزنشها، يا برترك بهتر است و يا بر فرض صدور معصيت كه اگر فلان كارى را بكنى چنان مىشوى، در آيهى سوم هدف اين است كه صحبت تو به ايمان آوردن كفار نبايد تو را از واقعيتهاى خارجى به دور كند، قدر و قضاى الهى را مد نظر داشتهباش كه در خلقت افراد حكومت دارد، هر چند موجب سلب اختيار نمىشود و گرنه تكليف ساقط مىشد.
شناخت خداوند و صفات او
«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ» (الزمر: ٦٧)؛ خدا را به آن گونه كه شايستهاش است نشناختهاند؛ بلى اگر خدا را درست مىشناختند بتهاى جامد بىجان يا مخلوقات او مانند ملائكه، جن، شيطان و غيره را شريك او قرار نمىدادند.
شناخت و معرفت خداوند بر چند گونه است:
اول: شناخت ارتكازى و فطرى بشر كه فشرده است: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ...» (الروم: ٣٠)؛ روايات معتبرالسندى كه در تفسير اين آيهى مباركه وارد شده، تنها توحيد را فطرى مىداند، نه ساير عقايد را كه آنها عقلى و يا شرعى و يا عقلى و شرعى مىباشند؛
دوم: شناخت عقلى؛ مانند وجود خدا و علم و ادراك و قدرت و حكمت و عدالت و خالقيت و ايجاد ابتدايى و ابقايى همهى كائنات بدون استثناء و اينكه او موجودى ازلى و ابدى (نه اول دارد و نه آخر) است و اينكه او صاحب اراده و اختيار است و اينكه او مركب، ديدنى[١] و جسم و جسمانى و مادى و محل حوادث جسمانى و نفسانى نيست و او در مخلوقات خود
[١] - البته به عقيدهى شيعه؛ ولى مشهور برادران اهل سنت خداوند را در قيامت ديدنى مىدانند و معتزله و بعضى از علماى ديگر؛ مانند فريد وجدى در دائرة المعارف قرن بيست، ديدن خدا را نا ممكن مىدانند.