افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٦ - حركت قمر و خورشيد
حركت قمر و خورشيد
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ الأنبياء: ٣٣ و او است كه شب و روز و خورشيد و ماه را آفريده كه هريك در فلكى در شناورند.
شب از رفتن نور ستاره از كره سياره است كه تاريكى مىآورد و روز از تابيدن ستاره (خورشيد) بر سياره است كه روشنايى را پديد مىآورد، كره ماه (قمر) مثل كره زمين شب و روز دارد و خورشيد شب ندارد.
نسبت خلق به خورشيد و قمر روشن است كه مراد ايجاد آنان است و اما نسبت خلق به روز به خاطر جعل و قرار دادن زمين و ماه و هر سياره ديگر به قرار دادن يك حصه در برابر خورشيد است كه قهرا در نيمه ديگر آن كره و سياره شب (تاريكى) تحقق مىيابد.
در مضاف اليه لفظ كل دو احتمال و بعضى سه احتمال را تصور كردهاند:
١. هريك از خورشيد و قمر كه هر يك حركت وضعى و انتقالى و حركت تبعى به پيروى حركت كهكشان دارد يعنى هر كدام از اين دو در مدارى مىچرخند.
مراد از شب و روز و قمر و شمس ظاهرا خصوص همان چهارتايى كه نزد انسانها محسوس هستند مىباشند نه مطلق ستارگان و سيارات و شب و روز در همهاى فضا[١].
٢. هريك از شب و روز و ماه و خورشيد در مدار خود حركت دارد؛ البته حركت تاريكى
[١] آنچه كه در سوره رعد آيه ٢ و سوره لقمان آيه ٢٩ و فاطر آيه ١٣ و زمر آيه ٥ آمده است؛ نيز قدر متيقن حركت و جريان شمس و قمر است و آنچه كه در آيه ٤٧ سوره ياسين آمده نيز بر ساير آيات متقدمه حمل مىشود. به عبارت ديگر مضاف اليه كلمه كل در آيات فوق ممكن است شمس و قمر باشد و ممكن است همين دو باضافه ليل و نهار باشد و ممكن است همه نجوم و كرات باشد، قدر متيقن مقام تخاطب در همه آيات همان اول است يعنى كل منهما اى من الشمس و القمر والله اعلم. بنا براين فعلًا به نظر من دليلى بر حركت همه ستارهگا ن خطور نمىكند ومحتاج به تفحص بيشتر در قرآن است.