افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣١ - در هر أمت رسولى بوده است
سؤال مهمى كه در اين مورد قهراً خود را مطرح مىكند اين است كه تعارض بين آيه سابقه «وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ» و علم روحى جديد چگونه حل مىشود؟ من در اينجا آنچه در ذهنم فعلًا مىرسد اين است كه آيه مىفرمايد: پيامبر اكرم (ص) نمىتواند حرف خود را به سمع كسانى كه در قبر ها قرار دارند برساند و همه مىدانيم آنچه كه در قبر است، جثه و بدن پوسيده است كه هيچ كس نمىتواند به آن حرفى را بشنواند و اين موضوع ارتباط با ارواح را نفى نمىكند، ولى از آنجا كه همه موجودات مادّى داراى تسبيح خداوند هستند و شعور خاص به خود دارند. خداوند به اسماع آنها قادرند و غير از خدا كسى قدرت اين كار را ندارد مگر به توانايى خدا كه به كسى عطاء كند. و چنانچه كسى به جواب من قناعت نكند من او را ملامت نمىكنم و اميد وارم دانشمندان جواب بهترى پيدا كنند و فوق كل ذى علم عليم.
در هر أمّت رسولى بوده است
«وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ» فاطر: ٢٤؛ هيچ أمّتى نبوده مگر نذير و بيم دهندهاى در آن گذشته است. بعضى از مفسّرين گفتهاند نذير اعم از پيامبر و وصى و عالم است. مشكل است اين اطلاق را بپذيريم. ظاهرِ «نذير» انصراف به رسول دارد.
بعضى از مفسّرين معاصر كه فعلًا فوت كرده مىگويد: بله اين هم از آيه بر نمىآيد كه نذير هر أمّتى از خود آن أمّت بوده؛ چون نفرموده «خلامنها»، يعنى از افراد آن أمّت نذيرى گذشته. ولى مىگويم از مردم مكه و مدينه ظاهراً نذيرى نيامده است؛ ولى ابراهيم و اسماعيل در مكه انذار و تبشير نمودهاند.
مهم اين است كه معناى أمّت در آيات تا چقدر وسعت دارد. من از حدس خود مطمئن هستم كه در بسيارى از أمّتها براى هر نسل ٧٠ ساله نذيرى و رسولى نيامده است. بعيد نيست كه پس از اسماعيل (ع) تا رسول گرامى اسلام (ص) رسول ديگرى در اين مدت ممتد چند صد