افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١٦ - خطابهاى تند به خير المرسلين(ص)
كند و يا در شر و يا در مباحات و به همين اختيارى كه در صرف قدرت خدا دادى دارد، نمايندهى خدا شده و مستحق درجات و دركات مىگردد و به بهشت و دوزخ مكافات و مجازات اوست (دقت كنيد) كه مطلب با دقتى كه دارد روشن است بنابراين جبر و تفويض عقلًا و شرعاً مانند كسب، باطل و غير معقول است و امر بين امرين همان است كه گفتيم. «سبحان من تنزه عن الفحشاء و لا يدخل فى ملكه ما لا يشاء[١]».
خطابهاى تند به خير المرسلين (ص)
چندين جا در قرآن مجيد، خطابهاى تندى به حضرت خاتم النبيين (ص) شده كه از از چند مطلب حكايت مىكند:
مطلب اول: قرآن ساخته پرداختهى خود آن حضرت (ص) نيست، و گرنه هيچ كسى حاضر نيست در جمع اتباع و مريدان خود سرزنش شود، قرآن از طرف خداوند نازل شده و به هر نحوى كه بخواهد نازل مىكند، انبياء به شمول سرور آنان، بندگان متواضع، خاضع و خاشع او مىباشند.
مطلب دوم: قانون آسمانى خدا خيلى مهم است، هيچ كسى حتى برترين و بالاترين فرد نوع انسانى اگر از دستورات او تخلف كند به جزاى خود مىرسد و هيچ كسى از پيروى دين در همهى دستورات (واجبات و محرمات و ساير احكام) استثناء نشده است.
مطلب سوم: انبياء و رسولان و امامان و خاتم آنان (صلى الله عليه و آله و عليهم) بايد از ساير مردم بيشتر مقيد به دستورات اديان خود باشند و آنان؛ مانند اعضاى بلند مرتبهاى دولتهاى امروزى نباشند كه خود را فوق قانون مىدانند و تنها قانون را بر مردم عادى تطبيق مىكنند به
[١] - تفصيل اين بحث را در كتب كلامى نگارنده، با تفصيل بخوانيد( لاجبر و لاتفويض، بل امر بين الامرين) عقلى و شرعى و نظر اهل بيت( ع) است.