افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٩ - توضيحى در مورد سحر
معلوم است كه آنچه را ساحرين افكندند واقعا به مار زنده كه وجود و حركت داشته باشد تبديل نشدند كه اين كار خداوند است؛ ولى ساحران كارى كردندكه چشمان تماشاچيان آنها را متحرك خيال كردند و اين يك نوع تاثيرى واقعى است كه موسى پيامبر از آن ترسيد و اين موضوع در جاى ديگر قرآن موثرتر آمده است، سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ الأعراف: ١١٦. جادوگران فرعون چشمان مردم را سحر و جادو كردند و آنان را در وحشت و ترس انداختند و سحر بزرگى را آوردند[١].
توضيحى در مورد سحر
بر خلاف وضع اين كتاب كه تفسيرى مختصرى است در مورد پارهاى از آيات شريفه كلام الله مجيد، در اين جا مقدارى در مورد سحر (جادوگرى) با استعانت از خداوند تفصيلى داده مىشود.
١. استاد ما حضرت آقاى خويى (رحمه الله) در درس خود كه در مصباح الفقاهه[٢] نقل شده مىفرمايد: حرمت سحر فى الجمله از ضروريات دين اسلام است و اجماع مسلمانان بر آن قائم است. به نظر نويسنده اگر در اثبات ضرورت دينى ترديد شود؛ ولى حرمت سحر فى الجمله قابل مناقشه نيست.
٢. حقيقت سحر و موضوع حرمت، در اين مورد اختلاف نظر وجود دارد استاد نامبرده ما (ره) فرموده: متبادر پيش مردم (اهل عرف) از كلمه سحر و آنچه كه از تتبع موارد استعمال
[١] اكثر آياتى كه در سحر وارد شده در قصه فرعون و مصر است كه چه به دروغ و چه به اتهام آن را به موسى نسبت مىداد، ظاهراً در دوره فرعون مصر اين شغل حرام خيلى رايج بوده و هم چنين در زمان سليمان.
[٢] . مصباح الفقاهه، ج ١، ص ٢٨٣، تأليف آقاى شيخ محمد على توحيدى است كه درس هاى استاد بزرگوار ما حضرت آية الله سيد ابوالقاسم خويى( رض) را تحرير نموده و در ٧ جزء چاپ نمود و اين درس ها در مكاسب محرمه و بيع و احكام آن و بر خيارات است كه بر اساس كتاب معروف و مشهور مكاسب استاذ الفقها شيخ انصارى( قدس الله نفسه و رفع مقامه) در درسهاى خارج افاده شده است.