افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٩ - تفضل خداوند بر سليمان
و ممكن است مراد از ظلم و ستم، ظلم آنان برخود شان باشند، چون دورى انسان از دين كه براى سعادت دارين او آمده، برزگ ترين ستم بر خود آنان است، كه در قرآن مكررا آمده است كه ما بر انسان ظلم نمىكنيم و خود آنان بر خود شان ظلم و ستم مى نمايند.
هركس عاقلانه و منصفانه قضاوت كند مى داند كه علت مشكلات و بدبختى هاى ميليون ها انسان در قرن حاضر و نيز در قرون گذشته، دورى و يا بدفهمى آنان از دين بوده است.
و ممكن است مراد از ظلم، ظلم بر حقانيت دين باشد. و بعيد نيست مراد هردو باشد.
از اين آيه يك مطلب مهم به دست مىآيد كه ايمان تنها به اعتقاد ظنى تحقق پيدا نمىكند، بلكه به يقين داشتن تنها به عقايد هم محقق نمىشود، بلى با اعتقاد جزمى و بناگزارى و عقد القلب و تسليمى به عبوديت حق ايمان تحقق پيدا مىكند. (دقت كنيد).
تفضل خداوند بر سليمان
«وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ». (سوره نمل، آيه ١٦).
سليمان از داود ارث برد و به مردم گفت نطق پرنده ها به ما تعليم داده شده و از هرچيزى كه به ما رسيده و اين حال فضل بزرگى (از جانب خدا) بر ما است.
صدر و ذيل آيه دلالت مىكند كه مراد سليمان از اين فضل خداوند، فضل زايد بر آن چه است كه به انبياء (ع) داده مىشود و شرط نبوت نيست.
اين پدر و پسر به علاوه نبوت، به مقام حكومت هم- مانند حضرت يوسف (ع)- رسيده بودند؛ بلكه خيلى بالاتر از يوسف، حكمت و علم قضاوت دينى (فصل الخطاب) و علم به سياست و تدبير امور جامعه، به آن ها داده شده بود. و از همه مهمتر علم به نطق پرندگان است.