افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٩ - نتيجه بحث هاى گذشته
مقامات بلند مىرسند.
١- از پستى شرالبريه (بدترين مخلوقات) به بلنداى خيرالبريه (بهترين مخلوقات) داخل مىشوند.
٢- از خلود در نار، خلود در بهشت پيدا مىكنند.
٣- از بى هويتى در زندگانى حاضر به هويت طبيعى و روحانى خود مىرسند.
يك امتياز قوانين دينى اين است كه تا حدودى در اعتقاد مردم مؤمن رسوخ مىكند و به جاى پوليس و امثال آن كه هميشه از صدور جريمه جلوگيرى نمىتوانند، يك مانع باطنى براى دورى از گناه در نفس آنان وجود دارد.
وقتى حدود دينى در معرض اجرا در آيند، فساد اخلاقى و اجتماعى تا حدود زيادى مهار مىگردد، مگر اينكه عوامل ترويج فساد در عصر ما- كه عصر فساد اخلاقى است- بيشتر گردد و اين تباهى توسط راديوها، تلويزيون ها و فلمهاى بدآموز و فضاى مجازى توسط خارجيهاى استعمارگر و استثمارگر[١] چشم ها و گوشهاى مردم را پر كرده باشد؛ بلكه وسوسه هاى ابليسى آنان در مورد اسلام دلهاى جوانان كم تجربه را شديداً سياه مىسازند.
نتيجه بحث هاى گذشته
اولًا از احاديث متقدّمه به دست مى آيد كه اعتقاد به توحيد خداوند فطرى بشر است ولى اين اعتقاد ضعيف ارتكازى چه در مغز خود آگاه و چه در حصه ناخودآگاه كه در نفوس كافرين و مؤمنين وجود دارد كافى نيست، بايد قوى و عقلى شود وگرنه بايد كفّار و شكّاك هم در جمله مؤمنين باشند كه نيستند. و انسان گاهى مؤمن مىگردد كه ايمان به وسيله استدلال و حد اقل از تقليد، مفيد جزم حاصل گردد.
سؤال: آيه قرآن متقدّم «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ
[١] مراد استعمار جديد قرن ٢١ است.