افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٤ - خلافت داوود
مطلب ديگر در مورد اين آيات اين است كه ظاهرآنها اين است كه اين مرافعه نزد داوود (ع) واقعيت داشته است، نه اينكه به گفتهى مؤلف تفسير مفيد و خوب الميزان، تمثل بوده؛ يعنى مخلوق ذهن داوود و مانند خواب بودهباشد.
آخرين مطلب اينكه: آيا اين جماعت متخاصمين، انسانها بودهانديا فرشتهها؟ دو نظر است؛ نظر دوم دليل محكمى ندارد، مطابق قاعدهى اوليه انسان بودهاند.
خلافت داوود
و «يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ...» (ص: ٢٦)؛ اى داوود ما تو را خليفه و جانشين خود قرار داديم پس حكم كن بين مردم به حق ..
١- ظاهراً اين خلافت در مورد قضاوت بين مردمى است كه در مورد اختلافات در امور مالى و غيره كه از لوازم لاينفك زندگانى اجتماعى است مىباشد و خارج از مدلول آيه در بيان احكام شرعى و عقايد دينى و هدايت تشريعى مردم به سوى خدا و ارشاد آنان در زندگانى مادى و معنوى انسانها و اقامهى امن و نظام سياسى و اقتصادى به حسب ايجابات زمان و امكانات موجود نيز همهى انبياء و اوصيا و در غياب آنان علماى جامع الشرايط، اين مقام خلافت را دارند.
٢- اولين فرد إنسانى كه اولين پيامبر الهى نيز بود، اولين خليفهى خداوند هم بود، ملائكه و قتى به اعلام خداوند تعالى اطلاع يافتند كه خلافت او به آدم مىرسد پسند شان نيفتاد و عرض كردند كه اين نوع در زمين تباهى و فساد مىآورند و خونريز هستند و ما تو را تسبيح و حمد و تقديس مىكنيم (و سزاوارتر به خلافت تو از او هستيم) خداوند فرمود: چيزى را