افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٢ - فطرى بودن دين
ذكر كافر دليل است كه مراد از فطرت، فطرت لاشعورى بوده و امروز اكثريت انسانها با بىدينان است؛ يعنى فطرتى كه در حصهى روان كاوى و ناخود آگاه بوده. والله العالم.
در معتبر زراره از امام باقر (ع) سؤال مىكند از آيه: «حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ ...» الحج: ٣١؛ امام (ع) مىفرمايد: حنفيه از فطرتى است كه خداوند مردم را برآن آفريده است لاتبديل لخلق الله، [فرمود] مردم مفطور بر معرفت به خدا هستند زراره مىگويد: از قول خدا پرسيدم «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ...» الأعراف: ١٧٢
قال: اخرج من ظهر آدم ذريته الى يوم القيامة، فخرجوا كالذر فعرّفهم و اراهم نفسه و لولاذلك لم يعرف احد ربه (قال، قال رسول الله. كل مولود يولد على الفطرة؛ يعنى على المعرفته بان الله (عزوجل) خالقه، كذلك قوله: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ» لقمان: ٢٥.
مىگويم: بين آيه و حديث در اخذ ذريه اختلاف است؛ حديث از اخراج همهى ذريه آدم سخن مىگويد، در حالى كه آيه، از اخراج ذريهى بنى آدم! (دقت كنيد).
و جملهى «آراهم نفسه» محمول برارايهى علمى است نه بر رويت چشم كه ناممكن است و شيخ صدوق نيز اين حديث را به سند معتبر از زراره در توحيد خود، ص ٣٣٠ نقل نموده است.
٢- حديث معتبر زراره از امام صادق (ع) در تفسير آيه فوق فرمود: فطرهم جميعاً على التوحيد (٣٣٩)
٣- حديث ديگر او از امام باقر (ع) از آيه فوق سؤال نمود امام مىفرمايد: مردم را بر توحيد در موقع ميثاق مفطور فرمود: بر معرفت خود كه پروردگار شان است گفتم مردم با او مخاطبه نمود امام سرش را پايين انداخت و فرمود: اگر چنين نبود مردم نمىدانستند پروردگار شان