افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٥ - امى بودن پيامبر(ص)
صلاة كه به معناى نماز مى باشد. و جواب هاى ديگرى گفته اند كه ضعيف هستند.
امى بودن پيامبر (ص)
«وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ». (سوره عنكبوت، آيه ٤٨).
تو نبودى كه قبل از وحى قرآن نوشته را بخوانى و نه به دست راستت نوشته مى توانستى تا طرفداران باطل، شك و شبهه مىكردند.
امى بودن پيامبر كه قدرت خواندن و نوشتن را نداشته از واضحات است، سكوت مردم مكه پس از نزول اين آيه در مكه و عدم قيام آنان به تكذيب پيامبر (ص) دليل برزگى بر صدق گفتار آيه براى غير مسلمانان است.
معناى آيه اين نيست كه پيامبر پس از نزول قرآن خواندن و نوشتن را به نحو اعجاز ياد گرفته است؛ بلكه آيه به معجزه ديگر اشاره دارد كه براى انسان بى سواد (ناخوان) امكان ندارد چنين كتابى را عرضه نمايد كه از نظر علم و اخلاق و قوانين سياسى و اجتماعى با فصاحت عالى بى نظير باشد؛ پس معلوم مىشود كتاب از او نيست، بلكه فرستاده شده از جانب خداوند است. و تا امروز كسى نتوانسته مانند قرآن كتابى بياورد!
محيط خرافى و بت پرست مكه و مردم بى سواد مكه (هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ) با سطح علمى و اخلاقى و عقلى و قانونى قرآن هيچ مناسبت و مشابهت نداشته، چگونه قرآن چكيده فكر پيامبر باشد.
مى گويند پيامبر بى سواد دو مرتبه به شام سفر كرده، يك بار در كودكى و بار ديگر براى تجارت اموال خديجه (س)؛ ممكن است در شام يكى دو ماهى كه بوده چيز هايى از دانشمندان آن جا آموخته باشد.