افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٠ - تكلف
نشان دادن بزرگى خود و اينكه مردم او را برتر بدانند، صورت مىگيرد كه زشت است. شاعر مىگويد:
|
تعلق گر نباشد خوش توان مُرد |
تكلف گر نباشد خوش توان زيست. |
|
مىشود نبودن هر كدام هم براى زندگانى خوب است و هم براى مُردن و زندگانى آنجا؛ بلى نداشتن تعلق به زندگانى پست مقام آدمى را به درجهى مخلَصين مىرساند. ندرتاً افرادى پيدا مىشود كه زبان حال شان اين است:
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود زهر چه رنگ تعلق پزيرد آزاد است[١]
در بعضى از روايات با قطع نظر از اعتبار سند، علامات مناسبى براى تكلف بيان كرده كه قابل توجه است:
١- با بالاتر از خود كشمكش دارد؛
٢- به دنبال امورى است كه به آن نمىرسد؛
٣- چيز هايى كه نمىداند بر زبان مىآورد؛
٤- در حضور، تملق مىكند در غياب و پشت سر غيبت مىگويد؛
٥- در هنگام مصيبت شماتت مىكند.
خيلى از افراد ديده مىشوند كه براى رسيدن به سرورى مصارف زياد و عرق ريزى مىكنند؛ ولى مسخرهى مردم قرار مىگيرند.
پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: من تنها وحى الهى را براى تان بدون مزد بيان مىدارم و چيزى برآن نمى افزايم و تكلفى ندارم. صلى الله عليه وآله.
[١] من از ذكر اين شعر در كتاب خود با تعلقاتى كه دارم استغفار مىكنم.