افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٤ - دو اصل كلى؛ ولى در ضمن يك اصل كلى تر
دو اصل كلى؛ ولى در ضمن يك اصل كلى تر
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلًا إِلى قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» الروم: ٤٧؛ ما رسولانى را به سوى قوم (هاى) آنان فرستاديم، پس رسولان با دلايل روشن نزد آنان رفتند (جمعى تكذيب و عده اى تصديق كردند) ما از مجرمين انتقام گرفتيم و يارى مؤمنين بر ما حق بود.
از اين آيه دو اصل كلى به دست مى آيد.
١- از مجرمين معاصر انبياء پس از اقامه دليل و معجزه، در همين دنيا (ظاهراً) انتقام گرفته مىشود.
٢- يارى دادن مؤمنين بر ما حق است.
ظاهر آيه دلالت دارد كه اين حق يارى مطلق است چه معاصر انبياء باشند يا نه. بنابراين اصل دوم عمومى تر از اصل اول است. مگر اينكه الف و لام موصول در كلمه «مؤمنين» براى عهد باشد نه براى استغراق.
از آيه مباركه: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ» غافر: ٥١؛ بهتر به دست مى آيد كه نصرت الهى براى مطلق مؤمنين است چه معاصر انبياء باشند و چه نباشند. ولى نبايد در فهم اين آيه سادگى به خرج داد و خيال كرد كه قرآن مىگويد همه انبياء و مؤمنان در زندگى دنيا در مقابل تجاوز ظالمين يارى خدا را به دست مى آرد و به انبياء و مؤمنين ضررى نمىرسد. نه، اين فهم عاميانه و بسيار سطحى است ما امروز مى بينيم مسلمانان فلسطين در عصر ما- از سى سال گذشته- و عراقيها در چند سال گذشته و يمنيهاى بدبخت در دو سال گذشته، مسلمانان افغانستان از ٧/ ٢/ ١٣٥٧ تا امروز (جمعه ٢٠/ ١٢/ ١٣٩٥) و مسلمانان سوماليا و ليبيا و الجزاير و جاهاى ديگر به قتل و جرح و اتلاف اموال گرفتارند كه كفّار گرفتار اين بدبختيها نمى باشند.