افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٦ - فلسفه اين كار
٣. معجزه به معناى برهم زدن قانون عليت و سببيت نيست و در كارخانه ايجاد و عوامل سازنده جهان هيچ تناقضى وجود ندارد چون همه موجودات مطابق اراده نافذ و يگانه خداوند در حلقهاى هستى داخل مىشوند و بقاء و استمرار آنها نيز زير اثر قدر الهى جريان دارد.
معناى معجزه حكومت علل مخفى بر علل عادى آنها مىباشد؛ بلى ممكن است عدهاى از پديده ها داراى علل متعدد باشند كه يكى از آنها علت مادى و عادى باشد و ديگرى علت و سبب مادى غير عادى باشد و معجزه گاهى از همين راه صورت مىگيرد؛ يعنى تقديم علت مادى غير عادى قوى تر، بر علت مادى عادى. گاهى ايجاد مانع از طريق علل آن؛ مثلا كسى، كسى را سيلى مىزند ممكن است محل سيلى فورا توسط دوايى بى حس گردد تا سيلى اثرى بر او نگذارد؛ يعنى فرد مضروب احساس درد نكند و هكذا.
گاهى ممكن است كسى را كه قصد قتل ديگرى را دارد به ايجاد عوارض نفسى منصرف كند بعيد نيست كه همين عامل مانع قصد فرعون از قتل موسى و مانع قصد خليفه عباسى از قتل امام صادق (ع) شده باشد.
ولى اين نوع اعمال كه به نام اعجاز مشهوراند بسيار به ندرت اتفاق مىافتد و غالبا حركت و اعمال بر موازين قانون سببيت و مسببيت عمومى صورت مىگيرد، ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ يس: ٣٨. و چنانچه زياد مىبود نبوتها قابل اثبات نبود و معجزه شكل سبب عادى را به خود مىگرفت و به همين جهت پيشنهاد مشركين و كفار هوسباز كه هر روز معجزه مىخواستند پذيرفته نمىشد.
فلسفه اين كار
به نظر نويسنده كم علم، رد پيشنهاد معجزات مكرر يك فايده بزرگى براى كفار و مشركين دارد چون وقتى كفار از روى لجبازى معجزاتى مىطلبيدند و سپس ايمان نمى