افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٠ - خلقت آسمان ها و زمين در شش روز
قومى كه سابق نذير نداشته اند
تا بترسانى مردمانى را كه پيش از تو براى آنان بيم دهنده اى نيامده بود ممكن است بگوييم اين آيه با آيه: «وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ» فاطر: ٢٤؛ و آيه «وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ) منافات دارد؛ ولى كم ترين جوابى كه براى رفع منافات بدهيم تخصيص اين دو آيه به آيه اول است. بلى اين سؤال پيش مى آيد كه چرا خداوند براى اتمام حجت بر عاصيان بالقوه و تكامل مطيعان بالقوه آنان حجتى نفرستاد؟ بلكه نفرستادن نذير با علت غايى خلقت منافات دارد. «وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ، إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ» هود: ١١٨ و ١١٩؛ مگر اينكه اين رحمت رحمت رحمانى تكوينى باشد. ولى مشكل است.
جواب اين سؤال براى مشهور دانشمندانى كه عبادت را علت غايى اولى انسان مىدانند، سنگين خواهد بود ولى براى مؤلف سهل است؛ چون قبلًا گفتم عبادت غايت ثانوى است نه غايت اولى. (دقّت شود) قابل ذكر است كه حضرت اسماعيل در مكّه بوده و مسلماً نذير و نبى بوده؛ ولى پس از فوت ايشان از نگاه تاريخ ثابت نيست كه اين دو شهر يا قوم قريش نذير و نبى داشته بوده باشند. و اين هم ثابت نيست كه مشمول انذار و هدايت انبياى بنى اسرائيل بوده باشند؛ بلكه مشمول رسالت و ولايت عزمى ابراهيم و عيسى عليهماالسلام زيرا دليلى نداريم كه انبياء اولوالعزم بر همه بشر مبعوث شده باشند. بعلاوه اگر رسولى در نقطه ديگرى از زمين رسالت او شامل مكّه و مدينه و يا عربستان مى شد حتماً در منابع دينى يا تاريخى از آن ذكرى به عمل مى آمد كه حد اقل اينجانب از آن بى خبر است.
خلقت آسمانها و زمين در شش روز
«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ..» السجدة: ٤؛ در روضه كافى به سند معتبر نام هاى اين شش روز از يكشنبه تا روز جمعه نقل شده است و علم اين حديث بايد به گوينده اش ارجاع داده شود؛ چون قبل از خلق آسمانها و زمين شب و روزى وجود نداشته. و لذا جمعى شش روز را به شش دوره تأويل برده اند. والله العالم.