افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٢ - جمال و كمال كائنات
شهادت[١] هرچيز را كه آفريده نيكو آفريده است نظر انسان كه هم عقل دارد و هم عواطف و احساسات گاهى از زاويه عقل و گاهى از گوشه احساسات و عواطف است.
از نظر دوم انسان متفكّر، حيران است ماهانه هزاران كشته و مجروح مىشوند و انسانها در دريدن و زخمى كردن و ستمهاى رنگارنگ بر افراد هم نوع خود، از هر گرگ و پلنگ گرگ تر و وحشى تر هستند.
اكثر افراد انسان بى دين، فاسد و ظالم و يا گرفتار درد و مرض و ظلم ديگران است تا جايى كه يك شاعر بى دين مىگويد:
|
خلقت من در جهان يك وصله ناجور بود |
من كه خود راضى به اين خلقت نبودم زور بود؟! |
|
|
خلق از من در عذاب و من خود از اخلاق خويش |
از عذاب خلق و من يارب چه ات منظور بود؟ |
|
ولى از نظر عقل سالم، انسان براى تكامل آفريده شده و بايد در كوره داغ مصايب و وسوسه شيطان و نفس أمّاره پخته شود تا به سعادت ابدى برسد مصايب زندگانى كه با صبر اخلاقى همراه باشد تكامل نفس را در پى دارد. خلقت خداى عالم و قادر و حكيم بدون مزاحم همه جهان را به نحو اتم و اكمل آفريده است.
|
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست |
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست |
|
|
نه فلك راست مسلم نه ملك را حاصل |
[١] - غيب و شهادت بلحاظ حال ما است كه مقدارى ازمدركات را به يكى از حواس خود درك مىكنيم و بقيه از مشاعر ما غايب است ولى نسبت به علم خداوند همه مشهود است و غيبى وجود ندارد و معقول هم نيست.