افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٣ - تقليد ارتجاعى از حكومت ها و كلان سالان
بوده. جوانان اين دو دسته كه بدور از فرهنگ دينى بودند به كنيزان كه فكر مىكردند ارزش اجتماعى ندارند متلك و گوشه مى زدند و باعث اذيت آنان مىشدند. به زنان مؤمنه دستور داده شد كه حجاب شان طورى باشد كه به كنيزان اشتباه نشوند.
دسته سوم، مرجفين هستند كه در مورد زنان پاكدامن و ساير امور در اجتماع اسلامى شايعه پراكنى مىكردند و چه بسا روحيه مسلمانان بى خبر را تضعيف مىنمودند و كار ستون پنجم را در مورد دولت نوپاى اسلامى انجام مىدادند، قرآن عليه اين سه دسته شديداً موضع گيرى فرموده است و چنين دستور مىدهد: اگر اينان از كارهاى بد خود بر نگردند به وسيله تو دستور طرد آنان را از مدينه (مركز حكومت جديد اسلامى) صادر مىكنيم كه مؤمنيين آنان را بيرون نمايند.
سپس اين ملعون ها هر كجا يابيده شوند، گرفته و كشته شوند (احزاب ٥٩- ٦٢).
ظاهراً اين قتل حكم ثابت شرعى نيست؛ بلكه حكم سياسى دولتى و موقّتى بوده است تا حكومت مدينه خصوصاً پس از پيروزى در جنگ خندق كه مى خواست استحكام يابد توسط اين افراد و دسته هاى فاسد به يك حكومت فاقد اخلاق و فاقد أمن پيش نرود كه هدف رسالت آسمانى فراموش شود و بجاى آن فساد نشر گردد. والله العالم.
قرآن اين جزاى شديد را به عنوان سنّت خود ياد مىكند كه قانون ثابت و غير قابل تغيير است كه در أمّت هاى گذشته نيز اين قانون حكومت داشته. و ما در جاهاى ديگر اين كتاب در مورد سنة الله صحبت كرده ايم.
تقليد ارتجاعى از حكومت ها و كلان سالان
«وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا، رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً» الأحزاب: ٦٧ و ٦٨ غالباً افراد از دوران كودكى و نوجوانى و حتّى در بزرگسالى تحت تأثير محيط خود مى روند، محيط را مانند تربيت و توارث از عوامل شخصيت آدمى