افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٠ - مشروعيت قرعه
يونس اندر دهان ماهى شد
«فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ، لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ» (صافات: ١٤٣، ١٤٤)؛ اگر او (حضرت يونس عليه السلام) از تسبيح كنندگان نبود (در شكم ماهى، خداوند را تسبيح نمىكرد «سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» در شكم ماهى تا روز قيامت مىماند.
ظاهر آيه اين است كه: يونس و ماهى كه او را پس از بلعيدن در شكم داشت، تا روز قيامت در دريا زنده مىماندند و يا اگر يونس در شكم ماهى فوت مىكرد همان شكم ماهى زنده، قبر او تا قيامت مىبود.
اين فرض هر چند ظاهر آيه است و مقدور خداوند؛ ولى بسيار بعيد است؛ ممكن است طبق سنت عمومى خداوند، در مورد أجل و مردن ماهى و حضرت يونس (ع) هر دو با زندگى بدرود مىگفتند و يونس (ع) در شكم ماهى مىماند و ماهى در زمين دريا مىماند. والله العالم بمراده.
مشروعيت قرعه
«فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ» (الصافات: ١٤١)؛ يونس، با (اهل كشتى) قرعه افكند و به نام او بيرون شد
قرعه اگر در عمل به قمار بر نگردد، با رضاى طرفين براى اصلاح اختلاف جايز است؛ بلى از قرعهى سواريان كشتى- در مورد انداختن يك فرد به كشتى كه قرآن، آن را بيان كرده- جواز استفاده نمىشود؛ ولى در موارد دعاوى طرفين در خصوص موضوعات خارجى كه بينه و اقرار نباشد، براى رفع نزاع آن، حديث معتبرى اجازه داده شده كه قاضى قرعه بيندازد. اما در مورد شبهات حكميه، قرعه تأثيرى ندارد.
به هر حال قرعه در افعال مباح با رضاى طرفين جايز است؛ مثلا كسى قرعه مى اندازد كه