افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٨ - ذكر يك نكته
زندگان و در اخير حتى جبرئيل و خود عزرائيل كه قابض ارواح است مىميرند.
و به عبارت ديگر تقريباً مراد ابليس كاملًا بر آورده شد و او از نادانى خود به اينكه همهى زندگان به مجرد نفخ اول در صور، مىميرند و كسى در بين دو نفخه زنده نمىماند، تا او اغواگرى كند.
جواب چهارم: (مخلَصين- به فتح لام- بالاتر از مخلِصين- به كسر لام) است، مىشود اول را به جا رسيدگان معنى كنيم و دومى را به روندگان موفق تفسير نماييم واحتمال مىرود اولى از جملهى مقربين و دومى از اصحاب يمين باشند. والله العالم. بعضى از اهل نظر چندين فرق بين اين دو كلمه گذاشتهاند.
ذكر يك نكته
خداوند به ابليس فرمود: چرا بر آدم سجده نكردى، علت آن استكبار تو بود يا علو مقام تو؟ ظاهراً شيطان شق دوم را اختيار كرد؛ من از او بهترم به دليل اينكه من را از آتش آفريدى و او را از خاك؛ ولى شيطان به استكبار مبتلا شده بود كه قرآن در آيهى قبل فرموده است: «... اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ» (ص: ٧٤)؛ در اين مورد احتمال ديگرى به ذهن محدود من مىرسد كه شيطان ادعا مىكند، من بهتر از او هستم و عالى، آدم پايينتر از من است؛ او ازخاك است، و من از آتش؛ ولى شيطان خبيث سه اشتباه بزرگى كرد:
اولًا: خاك به مراتب از آتش داراى فوايد حياتى مىباشد زندگانى همهى انسانها و حيوانات از بركت زمين ادامه دارد و همهى غذاها و ميوهها و سبزىها از خاك است.
ثانياً: حقيقت إنسان به روح مجرد اوست، نه به بدن خاكى او و ممكن است از اينجا استنباط كنيم كه روح إنسان بهتر وبالاتر از روح «جن» است.
ثالثاً: او بر خداوند و خالق خود استكبار كرد فرضاً كه او برتر از آدم بود نافرمانى خداوند يك نوع استكبار بر خداوند است كه حكم به سجده آدم كرده بود، به هر صورت استكبار