افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٧ - علوم تجربى و شكوفايى ايمان به خدا
فردى يا قومى كه نتوانند حق را از باطل جدا كنند، نشايد كه نام او را آدمى نهاد و هيچ ارزشى ندارد، حتى بدتر و پست تر از بهاييم است؛ بهاييم استعداد فرقان را ندارند، ولى انسان استعداد عالى و بى نظير خود را فداى بى عرضگى خود مىكند و بزرگ ترين و وحشتناك ترين اسراف را مرتكب مىشود. «قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ». مرده باد انسان، چه كفران و اسرافى را مرتكب شده است!!!
انسان كامل كسى است كه نفس خود را به حدى در علم و كمال ارتقا دهد كه قضاوت او به مرتبه فرقان برسد تا مانند بوزينه از مردم بى هدف و بوالهوس تقليد نكند.
|
آدم از بى بصيرى بندگى آدم كرد |
گوهرى داشت؛ ولى نذر قباد و جم كرد |
|
|
يعنى در خوى غلامى زسگان پست تر است |
من نديدم كه سگى پيش سگى سرخم كرد. |
|
علوم تجربى و شكوفايى ايمان به خدا
شكى نيست كه علوم تجربى و توسعه آن زندگى و زندگانى مادى انسان ها را در قرن بيستم و دو دهه قرن بيست و يكم تغيير كلى داد كه همه آن را مى دانيم.
ولى از شهكارى مهم ديگر اين علوم، كه طوايف زيادى- حتى جمعى از مخترعين و مكتشفين آن ها نيز- غفلت دارند و آن نقش علوم تجربى در مورد كشف روى دوم اين جهان است، و آن وجهه لاهوتى و ملكوتى جهان مادى ما است!!!
شايد دسته هايى بگويند كه اين سخن گزافه گويى و مبالغه بى جا است، آنچه را كه فلسفه و كلام و دين هاى آسمانى در مورد خدا و خالق جهان و وجود واجب الوجود و ازليت و ابديت او و اين كه وجود و عظمت و علم و قدرت او لايتناهى و غير محدود است، و او نه اول دارد و نه آخر و نه به حواس ظاهرى و باطنى درك مىشود و نه حقيقت او به عقل محدود ضعيف مىآيد، كه دلايل عقلى آن قبلا گذشت و اين كه او صفات ثبوتى ذاتى و