افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٦ - بعثت موسى و هارون
موضوع برداشت احمقانه كردند و خود را قوم برگزيده خداوند مى دانند و فساد گسترده اخلاقى خود را ناديده مى گيرند. به اميد روزى كه حوادث آينده نزديك، اين قوم ددمنش و سفاك را تاحدى به انسانيت نزديك بسازد!!!
٢- اين كه موسى در وقتى كه به خانه فرعون بود، قبطى را كشت و فرعون به او مىگويد كه تو از جمله كافرين بودى و موسى مىگويد من از جمله ظالمين بودم. معناى كافر منكر خدا نيست و نه فرعون براى خدا عظمتى قايل بود، بلكه خودش را به مردم مصر رب اعلى (يعنى پروردگار عالى تر) معرفى مىكرد، و نه موسى اقرار به ضلالت خود از دين خدا كرده، بلكه مراد فرعون كفران نعمت بوده كه موسى به صاحب نعمت خود توهين كرده و ظاهرا- و الله اعلم- مراد موسى از ضال اين بوده كه قصد من كشتن قبطى متجاوز نبوده، قصد من تأديب او بود، ولى عكس العمل فراتر از قصدم رفت و به كشتن او منجر شد.
٣- در آيه ١٦ به موسى و هارون امر شده است كه «فَأْتِيا فِرْعَوْنَ فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ». نزد فرعون برويد، و بگوييد: ما فرستاده پروردگار جهانيان هستيم.
مفرد بودن كلمه" رسول" و تثنيه بودن دو كلمه" فأتيا" و" فقولا" ظاهرا به اعتبار اين است كه هركدام جداگانه بايد خود را به فرعون معرفى كنند.
و نيز راغب مىگويد «كلمه" رسول" بر مفرد و جمع هردو اطلاق مىشود، ولى اين حرف مشكل نيامدن صيغه تثنيه را رد نمىكند، و لذا در سوره طه آيه ٤٧ مى فرمايد «فَأْتِياهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ».
٤- حكم در آيه ٢١ يا به معناى حكمت است و يا به معناى دستور، يعنى او ولى امر بوده و واجب الطاعة است.