افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٥ - چند مطلب در مورد شيطان
علاقه، طبيعى و فطرى مىباشد.
ثانياً: مطابق خبث باطن خود فرزندان آدم و حتى خود او را كه ترك سجده بر او سبب سقوط ابليس شد، گمراه سازد.
و اين جواب در آيهى ٨٢ از سورهى بقره با كمال جرئت و بىادبى از او نقل شده است؛ اين اغوا يك نوع تشفى براى اوست كه اگر خودش به دوزخ مىرود، بايد دشمن و يا دشمنان او نيز به عذاب گرفتار شوند.
جواب سؤال دوم: از غامضترين مباحث عقلى مىباشد؛ خداوند إنسان را آفريد ايمان به خود را، در فطرت آن قرارداد، به علاوهى آن، عقل و ادراك هم به او بخشيد و در اخير انبياى پاك، صابر، حليم، و خير خواه خود را با اديان مكمل ارواح آنان و تنظيم صفات اخلاقى و برنامهى عبادات كه نزديك كنندهى آنان به حضرت حق است و تشريع معاملات براى زندگانى فردى و اجتماعى و تحريم افعال كه به روح و يا بدن آدمى و به روابط اقتصادى و اجتماعى و سياسى ضرر مىرسانيد و در مجموع سعادت همهى افراد إنسان را تأمين مىكند، و مهمترين رحمت حق كه قابل وصف تفصيلى ما نيست اسكان بنىآدم در كرهى زمين است كه احتمالا در تمام كهكشانها چنين كرهى با بركت و خيرات و پيچيده و حيرتزا جزء شش كرهى ديگر و جود ندارد.[١]
هر كس در علوم تجربى خصوصاً در جيالوژى و فيزيك و شيمى (كيميا) مطالعاتى داشتهباشد و نعمتهاى زمين و درياها را بفهمد به عظمت خدا و علم و قدرت و حكمت او، متوجه مىشود كه كرهى خاكى و آبى زمين ما، با حركتهاى متعدد خود يكى از بالاترين نعمتهاى خدا پس از ايجاد إنسان و ايمان او به خدا مىباشد كه همهى مايحتاج زندگانى و
[١] -« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ ...» الطلاق: ١٢)؛ تنها آيهى كه زمين را مانند هفت آسمان، هفت« كره» بيان مىكند.