افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٥ - دقت در يك آيه كه جمعى از غافلين گمراه شده اند
ضعيف جهان اسلام را مىترسانند[١] و تنها راه تهاجم آنان تضعيف روحيهى جوانان ما است، نه منطق عقلى دارند و نه جهان بينى إنسانى، جوانان متدين ما وظيفهى دينى دارند كه به جواب آنان بپردازند.
امروز نزاعهاى مذهبى بين شيعه و سنّى حرام شديد و خيانت به اسلام و كمك به دشمنان اسلام و إنسانيت است و همه با هم برادرانه براى احياى توحيد و اسلام همكارى كنيم.
و ما به جاى فرهنگ خرافى غربى، فرهنگ الهى و شريعت اسلامى را در كشورهاى خود پياده كنيم.
دقت در يك آيه كه جمعى از غافلين گمراه شدهاند
«... وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى ...» (الزمر: ٣)؛ كسانى كه به جزء از خداوند سر پرستانى براى خود اختيار كردهاند (مىگويند) ما آنان (سرپرستان) را پرستش نمىكنيم مگر اينكه مارا به خدا نزديك كنند.
دقت كنيد كه اين مردم از دو جهت كافر شدهاند:
اول: در خالقيت مطلقهاى خداوند: سر پرستان و اولياى خود را شريك قرار دادهاند و معناى «ولى» همين است كه بعضى از كارها را براى پيروان خود انجام مىدهد، نفس همين عقيده بدون عبادت موجب شرك درخلقت است بتها و سنگها و چوبها و ملائكه و جن و هر كسى ديگر به غير از ارادهى خدا به كسى نفع و ضرر نمىرساند؛ و عقل خدادادى ما نيز بر همين مطلب دلالت دارد تا كس از ديگرى اميد نفع و ضرر نداشتهباشد، هيچگاه انگيزهى سؤال و خواستن چيزى از اول در دل آن كسى پيدا نمىشود، و اين موضوع بسيار روشن هست مگر خداوند عقل و قلب كسى را مسخ كرده باشد؛ بلى جمعى از مشركين يا اكثريت
[١] - شرح اين داستان بسيار سردرازى دارد و دانشمندان ما بايد كتابهاى متعددى با ارقام و شواهد در اين موضوع به زبانهاى مختلف براى بيدارى جهان اسلام خصوصاً براى جوانان مسلمان بنويسند.