افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٠ - انضباط اخلاقى
چند مطلب پيرامون آيات فوق
١- كلمهى «اهون» و «يسير» (اسانتر و آسان) براى فهم منكرين است؛ چون در ابداء، ماده، وجود ندارد؛ ولى در اعاده، ماده وجود دارد و گرنه همهى كارهاى ممكن نسبت به قدرت نامحدود او برابر است فقط مىگويد: باشد پس مىشود.
٢- آيا مىشود كلمهى خلق را به انسان و جن به قرينهى «آيه ١١ روم»، تفسير كرد؟ ظاهراً جواب منفى است. و آيا مىشود خلق را به گياهان، به قرينهى «أولم يروا كيف»- در آيه اخير- اختصاص داد؟ مىگوييم. والله اعلم.
١- ولى ملتزم شدن به اطلاق آيات كه همه چيز مخلوق پس از نابودى دو باره محشور و اعاده مىشود، از نظر من بسيار بسيار مستبعد است.
٢- موضوع به خاطر اهميت آ ن در سه مرتبه درمباحث گذشته تكرار شده است.
انضباط اخلاقى
«بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ» الروم: ٢٩؛ بلكه ستمكاران از هوى و خواستهاى نفسانى خود بدون علم پيروى كردهاند. پس كى هدايت مىتواند كسانى را كه خداوند آنان را گمراه ساخته و براى آنان يارى دهندهاى نيست.
ستمگر از هوسهاى خود بدون علم (به عواقب آنها) به ارادهى خود مستحق اضلال حق مىشود و راه كمال و سعادت خود را گم مىكند؛ وقتى خدا كسى را به پيروى خودش از بيراهه، گمراه سازد كسى او را راهنمايى نمىتواند و نه كسى به او كمكى مىتواند.
انسان به توفيق خدا بايد بداند كه زندگانى حاضر دو راه بيشتر ندارد: راه هوسها و تمايلات نفسى (شهوانى و غضبى) كه راه سراشيبى و سقوط است و ناكامى. و راه مستقيم فطرى و إلهى وكامل.