افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٣ - فروع اين بحث قرار زير است
أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ».[١] (سوره نور، آيات ٢ و ٣).
ذيل آيه صراحت دارد كه اهل ايمان نمى توانند زن زانيه را و يا مرد زانى را به عقد نكاح خود در آورند.
و نيز نكاح مرد مشرك و زن مشركه بر زن و مرد مؤمن حرام است. و به نظر ما كفار مكلف به اصول و فروع دين خدا هستند و لذا بر آنان نيز نكاح زن و مرد مسلمان حرام است.
نكاح هرچند گاهى بر دخول و گاهى بر عقد اطلاق مىشود، ولى مراد در اين جا عقد است،[٢] و فرقى هم بين كافر مشرك و غير مشرك نيست.
فروع اين بحث قرار زير است
١- زنا گاهى موجب جلد و گاهى موجب رجم و گاهى موجب قتل است. و تفصيل آن را در جزء اول" حدود الشريعة فى محرماتها" ذكر نموده ام و در همه كتب مبسوطه اين تفاصيل بيان شده و محتاج به تكرار آن ها در اين كتاب نيست.
٢- احساسات انسانى در بسيارى از جوانب زندگانى اجتماعى كارساز و قداست دارد، همان گونه كه تعقل (احكام عقلى) و ادراكات حسى آدمى بسيار مهم و نقش آفرين است.[٣]
[١] - هر يك از زن و مرد زناكار را صد تازيانه بزنيد؛ و نبايد رأفت نسبت به آن دو، شما را از اجراى حكم الهى مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد! و بايد گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده كنند! مرد زناكار جز با زن زناكار يا مشرك ازدواج نمىكند؛ و زن زناكار را، جز مرد زناكار يا مشرك، به ازدواج خود درنمىآورد؛ و اين كار بر مؤمنان حرام شده است!.
[٢] - دخول مجرد زناى محرم است، طرفين آن دو مؤمن يا مشرك و يا يكى مشرك و ديگرى مؤمن باشند فرقى ندارد، و اين آيه ناظر به اين فرض نيست.
[٣] - نگارنده كم بضاعت از جوانى به اين فكر بوده ام كه چند درصد، آدمى در زندگانى اجتماعى و فردى خود عقلانى باشد و چند درصد احساساتى؟ موارد احساسات چگونه مشخص گردد و موارد تعقل كجاست؟ من در اين مورد در هيچ كتابى به تفصيل و اجمالى بر نخورده ام.